فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥
بله ، گفتیم اینها را با همدیگر مخلوط کرده اینکه ثروت منشأ قدرت است یک مسأله است ، و اینکه ثروت عامل محرک انسانهاست مسأله دیگری است ویل دورانت هم اینها را مخلوط کرده است . . . . مثلا میگوید جنگ تروا به خاطر زیبایی یک زن هرزه روی نداده ، جنگ معروف تروا که میگویند به خاطر یک زن بعد میگوید اگر وجود هلن واقعا راست باشد فقط بهانه ای بوده برای روپوشی مقاصد اقتصادی . . . ژرژ پنجم انگلستان ( پدر بزرگ ملکه الیزابت ) به خاطر یک زن از سلطنت صرف نظر کرد او عاشق زنی شد و مقررات انگلستان اجازه نمیداد که با آن زن ازدواج کند و او هم پافشاری داشت ، آخر گفتند از یکی از این دو باید صرف نظر کنی ، یا از تخت سلطنت یا از آن زن او هم با کمال رضایت از سلطنت صرف نظر کرد حال اینها این را چگونه توجیه میکنند ؟ . . . میگوید " توجه کنید که چگونه کار کردن غلامان برای یونانیان سبب شد که صنعت و اختراع در یونان قدیم پیشرفت نکرد و چگونه اسارت زنان موجب شد که عشق حقیقی رشد نکند و مردان به پسران عشق ببازند و چگونه پسردوستی در هنر پیکر تراشی یونانیان اثر کرد " . این چه حرفی است ؟ ! به هنر مربوط نبوده اگر زنها اسیر نمیبودند ، به جای مجسمه پسر ، مجسمه زن میتراشیدند . شک ندارد که در مسأله هنر یا علم ، یک فراغتی برای هنرمند یا عالم و یا فیلسوف لازم است ، یعنی باید شرایط زندگی او به گونهای باشد که به او مجال و فرصت [ کار هنری یا علمی ] بدهد چرا در قدیم میآمدند مدرسه