فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥
برگشتند به ابزار بدیهی است ابزار اختراع بشر است ) تدریجا تکامل پیدا میکند بسیار خوب ، اولا چرا خود بشر تکامل پیدا نمیکند ؟ چرا بشر از عهد حجر آمد به عهد مفرغ ، از عهد مفرغ آمد به عهد آهن ؟ به همان دلیل که دانش بشر پیش میرود ، یعنی تجربیات بشر برای نسلهای بعد اندوخته میشود ، و نیز به دلیل حس تکاملی که در بشر هست ، یعنی انسان یک ابزار را که برای مقصد و هدفی میسازد ، باز فکر میکند و از نیروی ابتکار خود استفاده مینماید مارکسیستها همیشه به کار تکیه میکنند و به ابتکار کاری ندارند ، میگویند انسان ابزار ساز است و ابزار انسان ساز این تا حدی درست است انسان ابزار ساز را میسازد ، ولی سر و کار داشتن انسان با ابزارها ، یعنی عمل ، خودش برای انسان تجربه است ، تجربه ای است که انسان با طبیعت و با ساخته خودش دارد ، بدین معنی که انسان با طبیعتی سر و کار دارد که ساخته خودش هم هست همین تجربه و همین کار ، انسان را میسازد به عبارت دیگر تجربه ، فکر انسان را بالا میبرد . این " مطلب " تا اینجا درست است ، ولی یک حساب دیگر هم هست : چرا فقط انسان اینجور است که اگر با ابزاری کار بکند ، بعد ابزارش را پیش میبرد ؟ ما حیوانهای دیگر هم داریم که با ابزار کار میکنند ، پرستو هم میآید از خار و خاشاک برای خود لانه میسازد ولی چندین هزار سال است که لانه خود را به همین شکل درست کرده و یک ذره هم فرق نکرده است زنبور عسل میآید برای خودش آن خانه های خیلی هندسی منظم را میسازد