فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢
اینها با همدیگر فرق میکند ، از دو جهت : یک جهت اینکه تکامل طبیعت آنقدر بطیء است که در طول چندین هزار سال که ما سراغ داریم ، از نظر زیستی هیچگونه تغییری و تکاملی در انسان پیدا نشده و حال آنکه از نظر اجتماعی و تاریخی فوق العاده تحولات پیدا شده است ، و بعلاوه در تکامل طبیعت عامل انتقال مرحله قبل به مرحله بعد عوامل وراثتی است و در جامعه عوامل اکتسابی ، یعنی هیچ جنبه زیستی ندارد و اینطور نیست که یک جامعه که پیشرفت کرد نسل بعد این جامعه که میآید با حالت پیشرفته متولد میشوند ، بلکه اینها باز باید یاد بگیرند ، یعنی امکانات موجودی که هست باید به آنها منتقل بشود بنابراین میان تکامل تاریخ و تکامل طبیعت اختلاف است . توین بی مورخ انگلیسی که دو سه سال پیش فوت کرد در مقدمه کتاب " محاکمه تمدن " پیروزمندانه میگوید : " گذر تاریخ به حکمت الهی سوق مییابد " میخواهد بگوید تاریخ در نهایت امر به این سو است که باید تفسیرش تفسیری از قبیل تفسیر حکمت الهی باشد ، درست عکس نظریه مورخین از قرن هجدهم به این طرف که در این دوره ، تاریخ بیشتر از حکمت الهی دور میشد ، چنانکه مؤلف هم نظرش همین است و آن تفسیر را " تفسیر عرفانی " مینامد توین بی چنین اعتقادی داشته و این خیلی جالب است میخواهد بگوید هر چه که نظریات شناخت درباب تاریخ جلو میرود به آن سو نزدیکتر میشود و تفسیرها بیشتر جنبه حکمت الهی به خود میگیرند خود مؤلف نیز نظرش این است که تدریجا چاره ای نیست از این که تاریخ را باید با موازین حکمت الهی توجیه کرد . از جمله حرفهایی که به مارکسیستها ایراد میگیرند و آنها جواب ندارند همین است که اینها درباب تاریخ معتقدند که جامعه های سرمایه داری جبرا