فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢
بله ، چون در مورد قانون ، تعریفی دارند ، میگویند قانون آن چیزی است که دو خاصیت داشته باشد ، یکی این که بشود پدیده های مربوط به آن را به وسیله ضوابطی که تنظیم کرده ایم توجیه کنیم ، و دیگر این که بشود به وسیله این قانون پدیده های اتفاق نیفتاده را پیشگویی کرد با این تعریف ، دیگر هر چیزی را نمیشود گفت قانون مثلا قانون تکامل دیگر قانون نیست . چرا ؟ چون اولا نمیتوانیم به وسیله این قانون همه پدیده های گذشته را توجیه کنیم ، و پدیده های آینده را نیز نمیتوانیم پیشگویی کنیم ، یعنی فقط میتوانیم بگوییم که تغییر میکند ولی به چه شکل میشود دیگر نمیتوانیم بگوییم . نه ، ممکن است که آن را هم بتوانیم بگوییم شما میگویید مطابق آن تعریف اگر قانون ، قانون باشد آنچه واقع شده را توجیه و آینده را پیش بینی میکند ، و نیز میگویید قانون تکامل محدود است ، یعنی گذشته را توضیح داده ولی راجع به آینده سکوت کرده ، یعنی هنوز قانونی برای آینده کشف نکرده است ( چون جریان را دارد توضیح میدهد ) همین قدر توانسته کشف کند آنچه که گذشته تحت این ضوایط بوده تا به اینجا رسیده ولی از این به بعد را نمیتواند پیشگویی کند این نه معنایش این است که این ، قانون نیست بلکه قانونی است که فقط آن اندازه را بیان و از آن بیشتر را از اول سکوت کرده است . مسأله دیگر این است که خیر ، قانون حتی میتواند نسبت به آینده هم پیش بینی داشته باشد مثلا همان " قانون تکامل داروین " یک سلسله پیش بینیها راجع به آینده میکرد منتها خود قانون داروین اصولا بیاساس بود ، نسبت به گذشته هم بیاساس بود وقتی که مسأله انتخاب طبیعی و انتخاب اصلح را طرح کردند مسائلی راجع به جامعه بشر حتی راجع به بدن بشر پیش بینی میکردند ، مثلا میگفتند چون بشر آینده سر و کارش بیشتر با اعصابش خواهد بود تا اعضای دیگر ، و این عضو بیشتر مورد