فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١
میگوییم " قانون انبساط آهن " این ، قانون شیء است نه در حال حرکت ، قانون یک شیء ثابت است ، یعنی ما طبیعت آهن را از چند هزار سال پیش تا به امروز و تا آینده یکسان فرض کرده ایم بعد میگوییم این طبیعت این خاصیت یکسان را در همه زمانها دارد و یک وقت ما قانونی مثل قانون زیست شناسی قانون تکامل داروین را بیان میکنیم آن هم قانون است اما این قانون میگوید که جریان تحول و تکامل در گذشته به این شکل بوده است همچنین اخلاق قانون تکامل است ولی برای آینده ، میگوید اگر تو در مسیر حرکتت میخواهی منحرف نشوی و میخواهی اعتلا پیدا کنی از این مسیر برو ، و به طور کلی هر ایدئولوژی ای نیز قانون است ولی قانون تکامل ، ضابطه است ولی ضابطه تکامل . از این هم بگذریم . میرویم سراغ ایراد دیگر که تاریخ نمیتواند علم باشد به دلیل این که قابل تجربه نیست تا مقصود از تجربه چه باشد ؟ اگر مقصود تجربه لابراتواری باشد [ که با وسایل مخصوص انجام میشود ] بله قابل تجربه نیست ، ولی تجربه تاریخی خودش تجربه است ، یعنی حادثه ای برای جامعه ای پیش میآید و آن حادثه بعد عواقبی پیدا میکند و آن عواقب را ما میبینیم یا اطلاع قطعی داریم مثلا جنگ بین الملل دوم را دیدیم فاشیسم را در آلمان دیدیم آن بلند پروازیهای هیتلر را دیدیم بعد هم آن شکست آلمان را دیدیم بنابراین تاریخ خودش یک لابراتوار است برای لابراتوار بودن لازم نیست که حتما قرع و انبیقی در کار باشد البته ما نمیگوییم که " تمام قوانین تاریخی " ولی تا حدودی این قوانین کشف میشود . راجع به قانون که فرمودید مثلا ایدئولوژیها هم خودشان قوانین اند منظورتان از قانون ، اعم از قوانین . . . مقصودمان ضابطه کلی است .