فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧
نژادها ولو به علل تصادفی نه اینکه مربوط به آب و هوا باشد در زمانی تغییراتی در ژن آنها پیدا شود که در نسلهای بعد اصلا نسل عوض شود ، و این خودش ممکن است حتی یک علت تصادفی هم داشته باشد نه اینکه مربوط به آن منطقه باشد ، همین طور که در تکامل حیوانات میگویند که گاهی چند فرزند از یک جفت به وجود میآید ولی در میان اینها به یک علت خاصی میبینید یکی دارای یک امتیاز فوق العاده میشود ، به طور جهش وار و ناگهانی تغییراتی در ژنهای اصلی او پیدا میشود که بعد به کلی نسل او با نسلهای خواهر و برادرهایش متفاوت میشود ممکن است کسی بر این اساس ادعا کند چنانکه افرادی مدعی بودند که خونها و نژادها متفاوت است ( البته اینها دلیل ندارد ) مثلا اگر بگویند نژاد سفید برتر از نژاد سیاه است ، میخواهند بگویند که در آن اجداد خیلی قدیمی نژاد سفید تحولی در ژن آنها پیدا شده که این تحول در نژادهای دیگر پیدا نشده است بنابراین ممکن است ما این نظریه را از نظریه آب و هوا و منطقه جدا بدانیم . ما تا به حال به چند مورد برخورده ایم که این نظریات را به علتش برگردانده ایم ، یعنی گفته ایم این نظریه برمیگردد به نظریه قبلی ، ولی ممکن است بگوییم ما کاری نداریم که این نظریه به چه برمیگردد ، میخواهیم بگوییم آنچه مؤثر است چیست ؟ مثلا میگوییم تحت هر شرایطی اگر نژاد آریایی به وجود بیاید تاریخ را پیش میبرد ، یعنی عامل مستقیم تاریخ نژاد آریایی است ، حال تحت شرایط آب و هوای معتدله به وجود بیاید یا آب و هوای سردسیر . فرض این است که تحت هر شرایطی به وجود نمیآید حرف او این است که مثلا نژاد آریایی یعنی " نژاد ساخته شده این منطقه " یعنی اگر شما همین نژاد را قبلا گذاشته بودید در منطقه دیگری ، این دیگر این نبود ، آن شده بود ، و اگر آن را گذاشته بودید اینجا آن نبود ، این شده بود ، نه این که مثلا نژاد آریا نژادی است که اگر در آفریقا هم زندگی کرده بود همین خصلتهای فعلی را داشت ، اگر در آنجا زندگی میکرد خصلتهای آفریقاییها را داشت .