فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧
میکند بدون اینکه نیازی به رهبر باشد ولی ممکن است کسی این نظریه را به این شکل نپذیرد و بگوید : درست است که محیط جغرافیایی در روحیه ملت اثر میگذارد ولی بالاخره افراد برجسته و فوق العاده ای در میان همانها به وجود میآید که آنها هستند که این نیروها را در حرکتها و کارهای نظامی جمع و جور و رهبری میکنند قدرت رهبری و مدیریت در نابغه فوق العاده است افرادی نظیر بیسمارک که مؤلف مثال زده است یا نادر در ایران ، یا افراد دیگری که تحولاتی به وجود آورده اند [ از این قبیل اند ] درست است که نادر از نظر سربازی هم یک سرباز خیلی شجاع بود ولی خیلی سربازها بوده اند که مثل نادر شجاع و پهلوان بوده اند ، اما نادر خصوصیت خودش را از این داشت که قدرت رهبری داشت ، یعنی توانست نیروها را دور خود جمع کند و رهبری و هدایت نماید . نظریه نژاد نیز چنانکه گفتیم و بعد دیدم مؤلف هم در آخر همین را میگوید با نظریه محیط به یک اصل بر میگردند عین این حرف را در آنجا هم میشود گفت . میرسیم به مسأله اختراعات در آخر سخن همین شخص هم این حرف بود ، میگوید : تاریخ یعنی اختراعات بزرگ در پشت تغییرات مکانیکی ، تغییرات اقتصادی است و در پشت آن پیشرفت علوم طبیعی ، و در پشت آن ، تفکر مردان بزرگ در گوشه خلوت . میخواهد بگوید که تا محیطی مساعد نباشد مردان بزرگ شرائط مساعدی برای کارهای بزرگ پیدا نمیکنند و محیط باید هم از نظر علمی و هم از نظر اقتصادی مساعد باشد و اینها را اختراعات مساعد میکند قهرا این سؤال به وجود میآید که اختراعات ناشی از کیست ؟ وقتی ما میگوییم