فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
شما بروید در خانه بنشینید من که نابغه هستم بجای شما میروم همه کارها را انجام میدهم بر عکس ، این منطق را رد کرد ، گفت خود شما هستید که مسؤول هستید و باید مجاهد باشید ، یعنی نیروهای تاریخ را در جهت تکاملی تاریخ به حرکت در آورد حال اگر چنین بگوییم ، آیا در این شک است که نوابغ نسبت به دیگران نقش بیشتری در ساختن تاریخ دارند ؟ شک ندارد ، جای بحث هم نیست ، و حتی میشود گفت بسیاری از مردم در این دنیا میآیند که اصلا در تمدن شرکت ندارند ، نمیگویم استعدادش را هیچ ندارند ، ولی میآیند و میروند در حالی که در تمدن و فرهنگ شرکت نکرده اند آن بابایی که از اول عمرش به هر علتی در یک ده بوده و جز یک عمل تکراری هیچ کاری انجام نداده آیا واقعا در تمدن و فرهنگ بشر شرکت داشته ؟ نمیگویم استعدادش را هیچ نداشته اگر مدرسه ای میبود میتوانست شرکت داشته باشد به هر علتی بالاخره او شرکتی در تاریخ و جامعه خود نداشته ، یعنی نقشش در جامعه با نقش گاو زراعتی یا تراکتورش فرق نمیکند همان طور که آن گاو فقط ابزاری بوده برای تولید ، این بابای دهقان هم ابزاری بوده و برای تولید و نقشی در تاریخ و جامعه خود نداشته است اینکه عرض کردم " نقش نداشته " غیر از این است که صلاحیت نداشته که نقشی داشته باشد نه ، ممکن است صلاحیت داشته ولی بالاخره نقش نداشته است . شما همین جامعه خودمان را در نظر بگیرید از میان سی میلیون جمعیت مردم ایران ، شاید به پنجاه هزار نفر نمیرسند افرادی که جامعه آینده را میسازند ، همین گروههایی هستند که به شکلی روی دیگران اثر میگذارند ، و به قول خود اینها روشنفکرها ، سیاستمداران و روحانیین ، این گروههای مختلف با همه جهتهای مختلفی که دارند ، و الا باقی مردم یک خصلت انفعال و پذیرشی دارند بابا پای رادیو نشسته ببیند رادیو چه میگوید ، هر چه رادیو بگوید همان را قبول میکند اگر یک سخنران مذهبی سخن بگوید همان را میپذیرد ، یک لا مذهب هم سخن بگوید همان را میپذیرد . در مدرسه هر چه