فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
طرح را به مرحله اجرا در آورند آیا اکنون مارکسیسمی در دنیا وجود داشت ؟
! پس معنی نابغه این است : آن کسی که از یک هوش و یک اراده خارق
العاده ای برخوردار است که در اثر این هوش و اراده خارق العاده خود
بهتر از دیگران طبیعت تاریخ را شناخته و توانسته است نیروهای تاریخی را
به خدمت بگیرد ، یعنی در جهت آن آگاهی صحیح و شناختی که داشته توانسته
است نیروهای تاریخ را استخدام کند و به حرکت در آورد .
مثلا حضرت رسول ( ص ) ظهور میکند قطع نظر از مسأله وحی ، او نابغه
است ، یعنی بهتر از هر کس دیگری زمان و جامعه خودش را میشناسد ، و
میداند راهی که باید از آن راه این مردم را نجات داد چه راهی است چیزی
را او میفهمد که دیگران نمیفهمند از یک هوش بیشتر و از یک اراده و
تصمیمی برخوردار است ، به علاوه یک سلسله صفات دیگر : « انک لعلی خلق
عظیم »[١] ، یک سلسله خصلتها که در جذب نیروهای دیگر تأثیر دارد خود
همان گذشت ، ایثار ، فداکاری ، تقوا و پاکی ، مجموع اینها که در یک فرد
جمع شود میتواند ناگهان نیروهای نهفته تاریخ را که یا خفته اند و یا اگر
حرکتی دارند در جهت ضد تکامل تاریخ است بیدار کند مردم زمان او یکدیگر
را غارت میکنند ، به خاطر عصبیتها با همدیگر جنگ و نزاع میکنند او
نیروهای خفته را بیدار میکند ، نیروهایی را که جهت انحرافی دارند در
جهت اصلی میاندازد یکمرتبه شما میبینید نیرویی تشکیل میدهد و جامعه را
به جنبش میآورد که دنیا را تغییر میدهد این معنایش این نیست که [ کار
او ] بر ضد احتیاجات بوده حتما بر وفق احتیاجات بوده است اگر بر ضد
احتیاجات باشد اصلا او نابغه نیست ، و اصولا نبوغ این است که احتیاجات
را خوب تشخیص میدهد و نیز معنایش این نیست که مردم هیچکارهاند ،
« فاذهب انت و ربک فقاتلا انا هیهنا قاعدون »[٢] ، به مردم نگفت
[١] قلم / [٤] [٢] مائده / . ٢٤