فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣
پیدا میکنند ، برخی انقراض پیدا میکنند ، جامعه اجل دارد ، مرگ دارد ، و حتی لازم نیست که در یک زمان خاص [ مجموع جوامع بشری از یک زمان خاص ماقبل آن جلوتر باشد و ] مثلا اگر ما قرن دوازدهم هجری را در نظر بگیریم ، بگوییم حتما باید قرن دوازدهم هجری دنیا ( حتی در مجموع جامعه های دنیا ) از قرن ششم هجری دنیا جلوتر باشد این هم لزومی ندارد ، ولی اگر مجموع جامعه ها را در مجموع زمانها و به عبارت دیگر بشریت را در مجموع زمانها در نظر بگیریم متکامل است ، که این از خصلت خاص زندگی اجتماعی و خصوصیت بشر سرچشمه میگیرد . مجموع جامعه در زمان جاهلیت ، منعکس بوده ، یک فرد آمده . . . " مجموع جامعه ها در مجموع زمانها " شما یک زمان خاص را در نظر گرفته اید اینکه عرض کردم " قرن دوازدهم " مقصودم همین بود ، یعنی مانعی ندارد که مجموع جامعه ها در یک زمان از دو قرن پیش از آن عقب تر برود در نظریه مارکسیستها جبرا باید جلو بیاید ، ولی از نظر ما اینطور