فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨
فلسفه ، مسائلی هست که طبق آن مسائل به یک اعتبار همان " الخیر فیما وقع ) ) را در جمیع حوادث باید گفت چون مسأله " نظام احسن " که در هستی میگویند معنایش عالیترین نظام ممکن است وقتی میگویند " عالیترین نظام ممکن " بنابراین واقعیتی که نبایستنی باشد و با این که نبایستنی بوده است معذلک باز وقوع پیدا کرده است ، با اصل نظام احسن و با اصل " « الذی احسن کل شیء خلقه »" ( ١ ) جور در نمیآید . جواب این اشکال چیست ؟ این البته مطلبی است که به مسائل فلسفه مربوط میشود نه به اینجا همین قدر اجمالا گفتم برای این که توجه به این مسأله داشته باشید ولی از نظر مسأله تکامل تاریخ قضیه به همین شکل قابل حل است چون واقعا هم همین جور است منتها اینجا باید ما این مسأله " باید " ها را تحلیل کنیم که اصلا این " باید " ها از کجا پیدا میشوند ؟ این که ذهن ما در مقابل " هست " ها ، " باید " ها خلق میکند ، این بایدها از کجا پیدا شده است ؟ با تحلیل این بایدها آن مشکلات هم در جای خودش حل میشود که حال آن یک مسأله کلی و مسأله دیگری است . این که تکامل را در مجموع باید حساب کنیم و در کلیه ابعاد باید ملاحظه