فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٦
پس اولا بحث ما روی مجموع نبود ، بحث ما این بود که تکامل را یکجانبه
نمیشود در نظر گرفت ، همه جانبه باید در نظر گرفت ، و ثانیا نمیتوانیم
بگوییم در مجموع [ بشر تکامل پیدا کرده است ] .
شما یک ابوذری را در نظر بگیرید میبینید انسانی با لباسهای بسیار ژنده
، مشک کهنه ای به دوش انداخته و روی شتر لاغری سوار است و بقچه ای هم
دارد که کمی نان خشک در آن است اما این آدم موج میزند از انسانیت
معاویه زمان نمیتواند روح او را خاضع کند اگر آسمان به زمین بیاید برای
اینکه یک کلمه دروغ به زبان این آدم بیاید نمیآید یک پارچه صداقت ،
امانت و معنویت است ، یک پارچه شخصیت و حریت است اما با یکچنین
زندگی ، او هست و یک کوزه آب و یک دستمال نان و یک کوخی که ارزش
نشستن ندارد اما بیایید یک انسان خیلی عالیمقام غبغب انداخته امروزی را
در نظر بگیرید که میآید پشت یک فرستنده به عنوان گوینده رادیو دائما
دروغ پراکنی میکند ، یعنی یک دستگاه چندین میلیون تومانی در اختیار
اوست اما با این دستگاه چه میکند ؟ جز مسخ کردن و منحرف کردن فکر مردم
کاری ندارد حال کدامیک بهتر است ؟ آدم خوب است ابوذر آن گونه باشد ،
همان شتر لاغر و همان کوزه سفالین را داشته باشد ، یا همین آدم باشد با
ماشین آخرین سیستم و با عالیترین لباسها و آخرین مدها و گرانترین عطرها و
یک دستگاه چند میلیون تومانی هم در اختیارش باشد ؟ کدامیک کامل است ؟
نمیشود کمال را در علم آن هم علم طبیعی و در فن و تکنولوژی [ خلاصه کرد
] و هی گفت : پیشرفت یکی از گمراه کننده ترین حرفها ، همین مسأله "
پیشرفت " و " ملتهای پیشرفته " است و پیشرفتگی را هم ما خلاصه میکنیم
در ابزار روی این حساب ، انسان خودش دیگر وجود ندارد ، فقط مسأله ابزار
مطرح است [١] .
[١] پیشرفت انسان یا ابزار انسان ؟ ممکن است گفته شود که دو نوع پیشرفت داریم ، پیشرفت تمدن و پیشرفت فرهنگ ، آنچه ملاک پیشرفت واقعی است ، پیشرفت فرهنگ است نه تمدن .