فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
هدف دارد یا اینکه با آنکه هدف در کار نیست معذلک تکامل رخ میدهد ؟
در اینجا مؤلف نظریه های مختلفی را نقل میکند بعضی از این نظریه ها
مثل نظریه کسانی که برای تاریخ یک ضابطه و قاعده قائل نیستند و قائل به
نوعی هرج و مرج در تاریخ هستند قهرا قائل به تکامل تاریخ که تاریخ متکامل
است نیستند [١] . همین طورند کسانی که نظریه ادواری را درباب تاریخ
تأیید میکنند و بعضی میگویند نظریه توین بی نیز همین است که تاریخ همیشه
دور میزند ، یعنی به طرفی یک حرکت تصاعدی میکند ، دو مرتبه برمیگردد
پایین و باز دور میزند [٢] . حرکت که بخواهد دوری باشد چنین نیست که
جهتی داشته باشد ، یعنی لازمه حرکت دوری این است که اگر بالایی داشته
باشد پایین هم باید داشته باشد .
بسیاری از کسانی که قائل به تکامل هستند قائل به هدف نیستند مثلا نظریه
مارکسیستی طرفدار تکامل است و اصلا در مفهوم " دیالکتیک " تکامل هست
بدون اینکه هدفداری در کار باشد بنابراین ما باید مسأله را بر اساس
تکامل طرح کنیم نه بر اساس هدفداری ، یعنی مسأله هدف که اینجا مطرح
میشود جزئی از مسأله تکامل است .
حال باید ببینیم که ما تاریخ را متکامل بدانیم یا ندانیم و اگر تاریخ
را متکامل میدانیم آیا هدفداری بدانیم یا هدفدار ندانیم ؟ و به علاوه باید
تکامل را تعریف کنیم ، و مسأله عمده این است که معنای تکامل در تاریخ
چیست ؟
[١] بنابر نظریه تصادف ، اگر هیچ قانونی در کار نباشد ، باید گفت تاریخ در طبع خود متکامل نیست ، تکامل سرنوشت تاریخ نیست ، ولی نمیشود منکر شد که در گذشته ولو به صورت یک تصادف ، تکامل رخ نداده است اما اگر قائل به تصادف شویم و یک سلسله قوانین ضمنی هم قائل شویم مانعی ندارد که تکامل سرنوشت تاریخ باشد و طبیعی باشد آنچنانکه تکامل زیستی داروینی چنین است . [٢] نظریه دوری به دو گونه تقریر میشود : یکی به صورت دائره و دیگر به صورت حلزونی و خطوط مارپیچی متصاعد بنابر فرض دوم ، تکامل معنی و مفهوم دارد بنابر نظریه اول تکامل هست ولی تکامل بازگشت کننده و حرکت تاریخ از قبیل حرکت چرخ و فلک بچهها میشود .