فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥
این استدلال بسیار غلط است بر این اساس که معیارهای امروز ما یک نوع معیار است و معیارهای زمان آنها معیارهای دیگری بوده ، ما با معیارهای خودمان نباید آنها را محاکمه کنیم ، بعلاوه آنها در زمان خودشان محاکمه شدند و کارشان تمام شده و پرونده شان بسته شده است تقریبا چنین میگوید که هر کس در زمان خودش پرونده بازی داشته است و در زمان خودش هم جامعه با مقیاسهای خود درباره او قضاوت کرده و پرونده اش را بسته است ، ما دیگر حق نداریم نبش قبور کنیم و پرونده های بسته را از نو باز کنیم این حرف مخصوصا با این استدلال که معیار ما با معیار آنها فرق میکند حرف چرندی است و همان حرفی است که در میان ما معروف است ، میگوییم : اذکروا موتاکم بالخیر ( همان جمله " به آرامش گذشته تعلق دارند " میگویند این جمله از معاویه است اسم این حرف را باید بگذاریم " فلسفه معاویه ای " که هر جانیای بیاید در دنیا جنایت کند ، همینکه رفت بگوییم پرونده اش بسته شد چرا بسته شد ؟ ! اتفاقا باید پرونده آنها باز باشد ، یعنی افرادی که در سرنوشت آینده مؤثرند باید جامعه ، پرونده آنها را باز نگهدارد ، خوبان را تحسین کند و بدها را مشمول ملعنت و نفرت و قضاوت قرار دهد . البته این از لحاظ فقهی مسأله معروفی است ، که درباب غیبت میگویند آیا غیبت راویان جایز است یا جایز نیست ؟ میگویند جایز است و اسمش را میگذارند " جرح و تعدیل " یعنی اگر کسی راوی احادیث است که شامل راوی تاریخ هم میشود و من میدانم که این راوی آدم خوبی نبوده ، فلان عیب و فلان عیب را داشته و چنانچه من سکوت کنم او را آدم صحیح و معتبر و ثقه میدانند و به حرفش اعتماد میکنند ، در اینجا من حق دارم در کتابم بنویسم که این شخص آدم بدی بوده ، فلان فسق را داشته ، کذاب بوده ، و لهذا کتب " رجال " ما پر است از جرح و تعدیل ها درباب غیبت فقها مینویسند : " یکی از مواردی که غیبت جایز است غیبت اموات است به عنوان جرح و تعدیل " همین طور که آن جایز است این هم جایز است ،