فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧
فلسفه هم که بسازد فلسفه کلیاش این است که بشر تمام همش پول است یا مثلا فروید وقتی که در وجود خودش جز پلیدی جنسی چیز دیگری نمیبیند اصلا نظریه اش این میشود که تمام حرکات و اعمال بشر را باید با عالم جنسی توجیه کرد . پس این حرف تا اندازه ای حرف درستی است که وضع و موقعیت شخص مورخ [ در قضاوتش ] اثر دارد . بنابراین ، این بحثی که اینها به نام " اتحاد عالم و معلوم " باز کرده اند از این جهت بحث خوبی است که چون موضوع تاریخ مثل بعضی از علوم دیگر انسان است ، در واقع انسان وقتی درباره تاریخ میخواهد قضاوت کند درباره خودش قضاوت میکند و چون درباره خودش قضاوت میکند خودش هر جور باشد ، تاریخ را ، روان را ، فلسفه اجتماعی را ، فلسفه اخلاقی را و همه چیز را از زاویه دید خودش میبیند . البته ما این را صددرصد قبول نداریم ، زیرا ما برای انسان قدرت تسلط بر نفس قائل هستیم اتفاقا من در سال گذشته بحثهایی ایراد کردم تحت عنوان " خدا در اندیشه انسان " که رسیدیم به اینجا که قدرت تصحیح خطا در انسان هست اما اگر ما این حرف را به طور کلی قبول کنیم مثل حرفی که مارکسیستها گفته اند نتیجه آن ، بیارزشی همه چیز میشود ولی ما اصل مطلب را انکار نمیکنیم چنانکه اصل خطای ذهن را انکار نمیکنیم ولی میگوییم انسان مقیاسی برای تصحیح خطا دارد در اینکه اگر انسان اینطور باشد اینچنین قضاوت میکند بحثی نیست اما آیا انسانها میتوانند خودشان را از این مهلکه نجات بدهند ؟ بله میتوانند در پرتو یک ایمان میتوانند خودشان را از این مهلکه ها نجات دهند ، یعنی این امکان برای انسانها هست و آن آدم شرور هم قابل اصلاح است .