فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠
قرآن تاریخ میتواند " عبرت " و درس آموز باشد مسأله پیش بینی تاریخ هم چنین است آیا تاریخ میتواند حوادث آتی را پیش بینی کند ؟ آیا ما میتوانیم از ضوابط گذشته پیش بینی کنیم که تاریخ بشریت مثلا در سال ٢٠٠٠ چگونه خواهد بود ؟ این نیز تابع اصل تعمیم است که ما تا چه اندازه بتوانیم قوانین کلی برای تاریخ کشف کنیم اصلا این دو مسأله " درسهای تاریخ " و " پیش بینی تاریخ " هر دو یک مسأله است " درس " میگوییم از این جهت که چگونه عمل کنیم ، و " پیش بینی " میگوییم از آن جهت که میخواهیم کشف کنیم ، و هر درسی تابع پیش بینی است هر دو یک مسأله است و جدا کردن این دو ، کار صحیحی نبوده است . پس اصل مسأله این است که آیا تاریخ فقط وقایع جزئی است و از این وقایع نمیشود اصول کلی استخراج کرد یا میشود ؟ اگر میشود به چه دلیل میشود ؟ که مؤلف این کتاب دلیلش را ذکر نکرد ما گفتیم دلیلش طبیعت انسان است و اگر نمیشود چرا نمیشود ؟ آیا انسان طبیعت مشخصی ندارد ؟ یا نه ، از بس پیچیده است کشف کردن دقیق آن کار مشکلی است . آنچه مسلم است این است که [ برای تاریخ ] تا حدودی قوانین کلی میشود کشف کرد و تا حدود قوانین کلی ، از تاریخ میتوان درس آموخت و تا حدود همان قوانین کلی ، پیش بینی هم میتوان کرد . در اینجا بعد از آنکه مثالهایی ذکر میکند درباره درسها که مثلا جامعه روم از جامعه یونان عبرت گرفت یعنی آن را الگوی خود قرار داد و از آن استفاده کرد و بعد انگلیسیها در دوره های اخیر از مطالعه در تاریخ روم استنباطها و استفاده ها کردند بحثی را مطرح میکند که اصلا این تمایزی که شما بین علم و تاریخ ذکر میکنید و درباره علم میگویید که صددرصد میتواند پیش بینی کند ، علم هم صددرصد نمیتواند پیش بینی کند شما این را یک امر مسلم نگیرید ، زیرا قوانین علمی هم آن قاطعیتی را که از آن انتظار میرود ندارد .