فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣
دیگر در اینجا مطرح است : آیا خود تاریخ هدف دارد یا نه ؟ افراد هدف دارند ، آیا تاریخ در آن جهت حرکت میکند که افراد هدف تاریخ را مشخص میکنند ؟ هر کدام از ما هدفی داریم ، آیا هدف تاریخ ، آن جهت حرکت تاریخ ، به اصطلاح برآیند مجموع هدفهاست ؟ یا نه ، هدف افراد یک چیز است ، تاریخ برای خودش هدف دیگری دارد ، و لهذا همیشه افراد به سویی حرکت میکنند و برای مقصدی کاری را انجام میدهند ، ولی تاریخ بیاعتنا به اینها به سوی مقصد خودش میرود ؟ دومی را قبول کردند این دومی هم باز دو نظریه و دو گونه است : آیا اینکه برآیند تاریخ غیر از هدفهای افراد است ، به معنی این است که قوه تسخیر کننده ای در ماورای انسانها وجود دارد و اوست که دارد تاریخ را به سوی هدفی که دارد پیش میبرد ؟ یا نه ، چنین چیزی نیست ولی مجموعا و خود به خود اینطور میشود ، مثل خیلی کارهایی که انسانها برای هدفی انجام میدهند ولی چون با نیروی دیگری مواجه هستند ، جور دیگری میشود ، مانند اینکه فردی میآید در زیر یک ساختمان سوراخی میکند برای مقصدی ، غافل از اینکه بعد از همه این کارها یکدفعه ساختمان پایین میآید و آنچه که او میخواسته چیز دیگری میشود فقها سخنی دارند ، میگویند : در بعضی موارد ما وقع لم یقصد و ما قصد لم یقع ، یعنی چیزی را آدمی قصد میکند آن واقع نمیشود ، و آنکه واقع میشود قصد نشده است مثل عقد متعه در اسلام مهر به هر حال برای عقد لازم است اگر عقد دائمی بدون ذکر مهر بشود عقد دائم عقد دائم است و صحیح هم هست منتها بعد بجای مهرالمسمی باید مهرالمثل بدهند ، ولی در عقد متعه حتما باید ذکر مهر بشود ، اگر ذکر مهر نشد منقلب میشود به عقد دائم در اینجا قصد عقد متعه داشته اند ولی آنکه وقوع پیدا میکند عقد دائم است . اینها مدعی هستند که در تاریخ همیشه اینجور است گفت : " من در چه خیالم و فلک در چه خیال " انسانها میخواهند تاریخ را به گونه ای بسازند ، ولی تاریخ هیچ تابع اراده انسانها نیست ، او طوری ساخته میشود