فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
دخل و تصرف میکنند و هم در صورت از این جهت اساسا تاریخ ، علم نیست . پس در مسأله " مورخ و وقایعی که در اختیار دارد " در واقع بحث درباره این ارزش علمی تاریخ است که آیا تاریخ میتواند علم باشد یا به دلیل بیاعتباری آن نمیتواند علم باشد . . . . خلاصه واقعیت تاریخی هست ولی مورخ میآید در آن دخل و تصرف میکند و آن را به اشکال مختلف عرضه میدارد . - این که میگویید واقعیتی هست در کجا هست ؟ در کتابها هست یا در خارج ؟ این شامل هر دو است یک مورخ هست که خودش حاضر و شاهد واقعه است ، مثل او و آن حوادثی که مشاهده میکند و بعد آنها را نقل میکند ، مثل همان کسی است که میرود ماهی را میخرد و بعد آن را میپزد ، دیگر طرز پختنش به سلیقه او مربوط است ، و لذا فرق میکند ، او از آن ماهی یک نوع غذا به وجود میآورد ، همان ماهی را شخص دیگری میبرد در خانه اش و از آن غذای دیگری [ به وجود میآورد ] در عین حال این دو غذا ماهی است ، اینطور نیست که این ماهی در بیاید و آن مثلا مرغ در بیاید ، ولی در عین این که هر دو ماهی است تفاوتهایی دارند مورخ که میآید وقایع را نقل میکند ، آن کسی که بعد از صد سال ، دویست سال میخواهد تاریخ بنویسد ، برای او ماده تاریخی ، نقلهایی است که در کتاب آمده او نیز با همین نقلهایی که از فیلتر آنها به آن شکل در آمده ، عینا همین عمل را انجام میدهد ، یعنی آنچه که در متون تاریخی کتابها میبیند برای او میشود ماده خام ، و این ماده خام را مطابق ذوق و سلیقه خود به صورت پخته در میآورد .