فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤
قرار گرفت ، یعنی از همان ماشینهای بسیار قوی برای تولید وسائل دیگر استفاده شد . پس جنگها منشأ تحولات هست و این ، نظریه مارکسیسم را نقض میکند ، یعنی جنگها علت تکامل ابزار تولیدند نه تکامل ابزار تولید علت [ وقوع ] آنها باشد آنها علت تکامل ابزار تولیدند و به نوبه خود علت چیزهای دیگر یعنی میگویند خود همین جنگ معلول روابط تولید بوده ، یعنی خودش در درجه اول معلول به دست آوردن شرایط اقتصادی بهتر است ، بعد میتواند علت تغییر ابزار هم باشد . درست است ، ولی ما این مطلب را از جنبه دیگر بحث کردیم اولا که خود این مسأله به این سادگی قابل قبول نیست هرگز همه جنگهای دنیا برای مقاصد اقتصادی نیست آیا واقعا همین جنگ جهانی دوم را میشود اینطور توجیه کرد ؟ یک وقت شما میبینید که یک دیوانهای در رأس یک کشور قرار میگیرد ، اصلا سرنوشت دنیا را عوض میکند آیا آن جاه طلبی هیتلر و موسولینی ، شخصیت خاص آنها و فکر " نژاد ژرمن برترین نژادهاست " [ در وقوع این جنگ ] بیاثر بوده ؟ اینها همه فقط شعار بوده و در زیر اینها مقاصد اقتصادی بوده است ؟ یا او میخواست امپراطور جهان بشود ، جنون امپراطوری جهان در کله اش پیدا شده بود و همینها بود که این جنگ را به وجود آورد همان طور که عرض کردم بعدها روی اینها بحث میکنیم . . . . میگوید تمام جنگها به خاطر رسیدن به وضع اقتصادی بهتر است و خلاصه ، جنگ اقتصادی است نه جنگ سیاسی مثال میزند به اینکه قدرت مصر قدیم به خاطر داشتن معادن آهن بود . . .