كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧ - جمع بين اين دو دسته روايت
علّامه در خلاصه مىفرمايد كه حديث صحيحى در فضيلت اسماعيل بن فضل هاشمى داريم پس سند معتبر است)
قال:
سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام عن المتعة فقال: الق
(ملاقات كن)
عبد الملك ابن جريح فسله عنها فانّ عنده منها علماً فلقيته فاملى علىّ شيئاً كثيراً فى استحلالها و كان فيما روى لى فيها ابن جريح انّه ليس فيها وقت و لا عدد، انّما هى بمنزلة الاماء يتزوّج منهنّ كم شاء ... [١]
عامّه از نقاط ضعفى كه به شيعه نسبت مىدهند اين است كه شيعه براى متعه حدّى قائل نيستيد روايت مىفرمايد همان گونه كه اماء حدّى ندارند و شما هم به آن قائل هستيد متعه هم حدّى ندارد و در واقع يك جواب نقضى است.
عبد الملك از علماى عامّه است و در مورد او اين عبارت «هو من رجال العامة الا انّ له ميل و محبة شديدة لاهل البيت» آمده است و لذا تعصّب نداشت چون بحثهاى متعه را متعصّبين نمىپذيرفتند و او در اين زمينه از امام سؤالاتى كرده بود و مىدانست، پس وقتى اسماعيل كه خودش ثقه است مىگويد امام صادق عليه السلام او را نزد عبد الملك فرستاده وثاقت عبد الملك ثابت مىشود.
چه حكمتى داشت كه امام خودشان جواب ندادند؟
ائمه عليهم السلام نمىخواستند كه اهل سنّت متعه را از زبان آنها زياد بشنوند و لذا به عبد الملك ارجاع مىدهند.
٢- رواياتى كه «ليست من الاربع» مىگويد:
* ... عن بكر بن محمّد، قال: سألت أبا الحسن عليه السلام عن المتعة أ هي من الاربع؟ فقال: لا. [٢]
* ... عن ابى بصير، قال: سئل ابو عبد اللَّه عليه السلام عن المتعة أ هي من الاربع؟ فقال: لا و لا من السبعين. [٣]
* العيّاشى فى تفسيره
(تفسير عياشى در عين اين كه تفسير خوبى است تمام روايات را مرسله نقل كرده است).
عن عبد السلام، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال: قلت له: ما تقول فى المتعة ... قال:
قلت: جعلت فداك أ هي من الاربع؟ قال: ليست من الاربع. [٤]
٦٥ ادامه مسئله ١٠ ..... ١٢/ ١١/ ٨١
[طايفه دوم] روايات معارض:
در مقابل اين روايات، روايات معارضى داريم كه آنها هم متضافر هستند و مىفرمايند منقطع هم از اربع حساب مىشود، خواه هر چهار تا دائمى باشند، يا بعضى دائمى و بعضى منقطع باشند و يا هر چهار تا منقطع باشند. اين روايات دو گروه است:
الف) رواياتى كه تعبير «من الاربع» دارد:
* ... عن عمّار الساباطى، عن ابى عبد اللّه عليه السلام عن المتعة فقال: هى احد الاربعة. [٥]
* و باسناده، عن احمد بن محمّد بن ابى نصر،
(بزنطى چند رقم روايت در اين مسأله نقل كرده كه رواياتش معتبر است)
عن ابى الحسن عليه السلام قال: سألته عن الرجل تكون له المرأة هل يتزوّج باختها متعة؟ قال: لا، قلت: حكى زرارة عن ابى جعفر عليه السلام انّما هى مثل الاماء يتزوّج ما شاء، قال: لا هى من الاربع
(آيا زراره را تكذيب كردند؟
فقط مىفرمايند حرف زراره درست نيست). [٦]
ب) رواياتى كه تعبير «من الاحتياط» دارد:
* عن عبد اللّه بن جعفر فى قرب الاسناد عن احمد بن محمّد بن عيسى، عن احمد بن محمّد بن ابى نصر، عن ابى الحسن الرضا عليه السلام قال: سألته عن المتعة، الى أن قال و سألته عن الاربع هى؟ فقال:
اجعلوها من الاربع على الاحتياط. [٧]
جمع بين اين دو دسته روايت:
بعضى بين اين دو دسته روايات را جمع كرده و گفتهاند كه اين روايت، روايات سابقه را كه كلمه احتياط نداشت تفسير كرده و مىگويد حكم اوّلى جواز ما فوق الاربع است، ولى بنابر احتياط است.
اين احتياط به چه معناست؟ احتياط را مجتهدى كه واقع را نمىداند مىگويد و احتياط در كلام امام كه واقع را مىداند چگونه توجيه مىشود؟
چون امام عالم به احكام است ديگر جاى احتياط نيست مگر اين كه بگوييم احتياط از ناحيه مردم مراد است يعنى براى اين كه مردم به درد سر نيافتند و از ناحيه اهل تسنّن اذيّت نشوند (نوعى تقيّه) بيش از چهار زن نگيرند تا معلوم نشود كه متعه بوده است. اين مسأله شاهد خوبى دارد كه در آنجا، هم تعبير «هى من الاربع» دارد و هم تعبير «على الاحتياط» كه هر دو عبارت در يك جا جمع شده است.
[١] ح ٨، باب ٤ از ابواب متعه.
[٢] ح ١، باب ٤ از ابواب متعه.
[٣] ح ٧، باب ٤ از ابواب متعه.
[٤] ح ١٤، باب ٤ از ابواب متعه.
[٥] ح ٤، باب ١٠ از ابواب متعه.
[٦] ح ١١، باب ٤ از ابواب مصاهره.
[٧] ح ١٣، باب ٤ از ابواب متعه.