كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٧ - دليل اوّل روايات
دليل اوّل: روايات
از سيد مرتضى و ابن ادريس نجاست مخالف نقل شده است. صاحب حدائق از يكى از قدماى اصحاب به نام «ابن نوبخت» صاحب كتاب «فص الياقوت» نقل مىكند كه جمهور اصحاب ما مخالفين را نجس مىدانند در حالى كه مشهور، قائل به عدم نجاست هستند.
كلام حدائق را از جواهر نقل مىكنيم:
ففى الحدائق انّ الحكم بكفر المخالفين و نصبهم و نجاستهم هو المشهور فى كلام اصحابنا المتقدّمين مستشهداً بما حكاه عن الشيخ ابن نوبخت و هو من متقدّمى اصحابنا فى كتابه فصّ الياقوت دافعوا النص (ولايت بلافصل را نفى مىكنند) كفرة عند جمهور اصحابنا و من اصحابنا من يفسقهم. [١]
آنچه كه ما در قدماى اصحاب مىبينيم شهرت بر نجاست نيست.
ابن نوبخت كيست؟
در كتب رجال اسمى از او نيست. در كتب دائرة المعارف و تاريخ، نوبخت ايرانىهايى بودند كه در قرن دوّم و سوّم هجرى زندگى مىكردند، به گفته صاحب الذّريعة يكى از نوادههاى اينها كسى است به نام ابن نوبخت كه در قرن چهارم بعد از زمان غيبت زندگى مىكرده و از علماى كلام بوده و كتابى در بحثهاى كلامى به نام الياقوت نوشته است و مرحوم علّامه حلّى هم شرحى بر اين كتاب دارد. از اين كه علّامه اين كتاب را شرح كرده معلوم مىشود كه او داراى شأن و مقامى بوده ولى شخصيّت او براى ما ناشناخته است و اين كه در كتب رجالى اسم او نيامده دليلش اين است كه بعد از عصر محدّثين بوده است.
آيا با نقل كلام او مىتوانيم قبول كنيم كه جمهور اصحاب قائل به نجاست مخالف بودهاند؟
مشكل است قبول كنيم در حالى كه مىبينيم عملًا اين چنين نيست، بنابراين آنچه مىتوانيم بگوييم اين است كه شهرت بر طهارت مخالف و قول به نجاست در اقلّيت است كما اين كه قول به كفر در اقليّت است.
ولى روايات زيادى داريم كه اين روايات سخن از كفرشان مىگويد، تنها در باب ١٠ از ابواب حدّ مرتدّ كه باب مهمّى است ١٩ روايت داريم و در اين باب اصناف مختلف كفّار بيان شده كه حدود ده طائفه است:
١- مجبّره يا قائلين به جبر
٢- مفوّضه كه معتقدند خداوند بندگان را خلق نموده و امور آنها را به ائمه عليهم السلام واگذار نموده است.
٣- مشبّهه كه خدا را تشبيه به جسم مىكنند و براى او اعضا و جوارح قائلند.
٤- قائلين به تناسخ كه مىگويند انسان وقتى كه از دنيا رفت روح او در جنين ديگرى حلول مىكند، اگر انسان نيكوكارى بوده در جنينى متولد مىشود كه زندگى خوش و خرّمى دارد و اگر انسان گناهكارى بوده در جنينى حلول مىكند كه زندگى بدى دارد. تناسخ در ميان علماى غربى اين روزها طرفدار زيادى پيدا كرده و در بين علماى ما هم بعضى چشم و گوش بسته آن را قبول كرده و قائل به عود ارواح هستند، در حالى كه نتيجه آن، تناسخ و انكار معاد است، يعنى در همين دنيا جزاء، ثواب و عذابش را مىبيند و نيازى به معاد نيست.
عدّهاى چون نتوانستهاند فلسفه بيمارىهاى مادرزادى بعضى از افراد را پيدا كنند لذا به تناسخ پناه بردهاند و مىگويند اين بچّه در زندگانى اوّل گناهكار بوده و الان جزاى آن را مىبيند، كه اين مخالف صريح آيه قرآن است، چون قرآن صريحاً حيات و ممات را تكرارى نمىداند.
٥- غلات كه ائمه را در حد خدا و يا خدا مىدانند.
٦- مشركون كه در لباس مسلمين هستند.
٧- كسانى كه در وجود خدا شك دارند.
٨- ناصبىها.
٩- منكرين ضروريات.
١٠- كسانى كه با ناحق ادّعاى امامت مىكنند.
١١- منكر نص يعنى مخالفين.
نوزده روايت [٢] در اين باب در مورد مخالفين است كه تعبيرات مختلفى دارد بعضى تعبير «جحود للامام» دارد يعنى كسانى كه منكر امام هستند، در بعضى از روايات تعبير «المخالف لقول الامام» يا «المنكر لهم» يا «ردّ النّص» دارد يعنى نص بر امامت بلا فصل را منكر هستند بعضى تعبير «من لم يعرف امام زمانه» يا «من طعن دين الشيعة» دارد كه همه اينها را كافر مىداند.
اين روايات بعضى صحيح السند و بعضى اشكال دارد ولى
[١] ج ٦، ص ٦١.
[٢] وسائل ج ١٨، ح ١١، ١٣، ١٤، ١٨، ١٩، ٢١، ٢٧، ٢٨، ٢٩ و ٣٢، ٣٧، ٣٨، ٤٠، ٤٢، ٤٣، ٤٧، ٤٨، ٤٩ و ٥٧ باب ١٠ از ابواب حدّ مرتدّ.