كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١ - طايفه اوّل احاديث فضيل بن يسار
هلك فىّ رجلان محبّ غال و مبغض قال
(كسى كه بد و بيراه مىگويد) هر دو گمراه هستند. همچنين فرمودند:
بر ما پيشى نگيريد و از ما هم عقب نمايند بلكه همراه ما باشيد.
غلات كسانى هستند كه به الوهيّت على عليه السلام يا بعضى ديگر از ائمّه عليهم السلام قائل هستند. اين عدّه توحيدشان صحيح نيست به اين بيان كه يا على عليه السلام را در كنار خدا قرار مىدهند و يا منكر خدايى، غير از على عليه السلام هستند كه اينها همه كافرند.
بعضى گفتهاند كه كافر بودن اينها به خاطر انكار الوهيّت نيست بلكه خدا را على عليه السلام مىدانند (مثل غلات زمان ما كه در بين بعضى از مدّاحان پيدا شده و باعث مىشود نسبتهاى نادرستى به شيعه دهند) و خطاى مصداقى دارند، يعنى به ائمّه نسبت خدايى مىدهند بنابراين كفر اينها به جهت انكار ضروريّات است نه انكار الوهيت، (ضرورت دين اين است كه ائمه خالق، رازق و ... نيستند، بلكه خداوند خالق و رزاق است).
و لكن الانصاف: در عرف متشرّعه اينها را منكر خدا مىدانند چون آن اللّهى كه در قرآن آمده، قبول ندارند و اگر على را به عنوان «اللّه» بپذيرند آن اللّه را كه در قرآن است قبول نكردهاند پس كفر اينها به سبب انكار الوهية يا نبوّت است و لو منكر ضروريّات هم باشند.
دليل بر كفر ناصبىها همان رواياتى است كه دليل بر نجاست نواصب است و در كتاب الطهارة در باب نجاست كفّار آمده است پس اينها هم بالاجماع كافر هستند.
ناصبى كيست؟ آيا عداوت اهل بيت معيار است يا عداوت شيعه؟ آيا صبّ و لعن معيار است يا نه؟ كه بحث از آن بعداً خواهد آمد.
حال كه كفر غلات و ناصبين ثابت شد به مقتضاى «وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ» بطلان نكاح آنها ثابت مىشود چه ابتداءً و چه استدامةً الّا مواردى كه استثنا شده بود (كتابيّه).
٣- روايات خاصّه:
در اينجا ادلّه نواصب از ادلّه غلات جدا مىشود. در باب ١٠ از ابواب ما يحرم بالكفر هفده روايت در خصوص ناصبى آمده است كه بسيارى از اين روايات بر ما نحن فيه دلالت دارد، بعضى ضعيف السند و بعضى صحيح السند است ولى چون متضافر است از اسناد آنها بحث نمىكنيم.
طايفه اوّل: احاديث فضيل بن يسار
از مجموع احاديث اين باب شش حديث از فضيل بن يسار است. آيا يك حديث بوده كه به عبارات مختلف نقل شده است؟
بعيد است، چون بعضى از اين روايات از امام صادق عليه السلام و بعضى از امام باقر عليه السلام است و مضامين آنها هم مختلف است، بعضى در مورد زن ناصبى و بعضى در مورد مرد ناصبى است.
از لابهلاى روايات معلوم مىشود كه فضيل يا بصرى بوده و يا در بصره رفت و آمد زيادى داشته است و بگفته خودش در يكى از روايات، در بصره ناصبىها زياد بودهاند و لذا به حكم ابتلاء، فضيل از ناصبىها زياد سؤال كرده است.
* ... عن فضيل بن يسار عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال: لا يتزوّج المؤمن الناصبة المعروفة بذلك. [١]
* ... عن الفضيل بن يسار عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال: قال له الفضيل:
أزوّج الناصب؟ قال: لا و لا كرامة
(فايده و بركتى ندارد)
قلت: جعلت فداك و اللّه انى لا قول لك هذا و لو جاءنى بيت ملآن دراهم ما فعلت
(فضيل مىگويد من منظورم سؤال از حكم بود و الّا اگر بخواهند ناصبىها دختر مرا بگيرند و در مقابل يك خانه پر از درهم كرده و به من بدهند من دخترم را به آنها نمىدهم). [٢]
* ... عن الفضيل بن يسار قال: قلت لأبي عبد اللّه عليه السلام انّ لامرأتى أختا عارفة على رأينا
(مذهب ما)
و ليس رأينا بالبصرة الا قليل فأزوّجها ممّن لا يرى رأيها؟
(كسى كه اين عقيده را ندارد)
قال: لا و لا نعمة، انّ اللّه عزّ و جلّ يقول: «فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ». [٣]
* ... عن الفضيل بن يسار قال: سألت أبا عبد اللّه عليه السلام عن نكاح الناصب فقال: لا و اللّه ما يحلّ قال فضيل: ثم سألته مرّة أخرى فقلت:
جعلت فداك ما تقول فى نكاحهم؟ قال: و المرتدّ عارفة؟
(شيعه است)
قال: عارفة، قال: ان العارفة لا توضع الّا عند عارف. [٤]
* ... عن الفضيل بن يسار قال: سألت أبا جعفر عليه السلام عن المرأة العارفة هل أزوّجها الناصب؟ قال: لا، لانّ الناصب كافر الحديث. [٥]
* ... عن فضيل بن يسار عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال: ذكر النّصاب
[١] ح ١، باب ١٠ از ابواب ما يحرم بالكفر.
[٢] ح ٢، باب ١٠ از ابواب ما يحرم بالكفر.
[٣] ح ٤، باب ١٠ از ابواب ما يحرم بالكفر.
[٤] ح ٥، باب ١٠ از ابواب ما يحرم بالكفر.
[٥] ح ١٥، باب ١٠ از ابواب ما يحرم بالكفر.