كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢ - بقى هنا شىءٌ
استدلال ثابت كنيد، و اين درست نيست. پس دليل مستمسك هم قابل قبول نيست.
دو دليل ديگر هم ما در اينجا ذكر مىكنيم:
دليل اوّل: ما در روايات عنوان «فجور» داريم
(فجر بالمرأة) و تصوّر ما اين است كه «فجور» با زنا فرق دارد چون در زنا فوراً ذهن انسان به زناى در قُبل منصرف مىشود ولى فجور معنى وسيع ترى دارد و هر نوع آلودگى جنسى را شامل مىشود.
* ... عن منصور بن حازم، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام فى رجل كان بينه و بين امرأة فجور هل يتجوّز ابنتها؟ فقال: ان كان من قُبلة أو شبهها
(معلوم مىشود كه فجور به قدرى وسيع است كه «قُبلة» را هم شامل مىشود)
فليتزوّج ابنتها و ليتزوّجها هى ان شاء. [١]
مفهوم حديث اين است كه اگر از اين موارد بيشتر بشود جايز نيست، حال آنها كه قائل به حرمت هستند از لا يجوز استفاده حرمت و آنها كه قائل به كراهت هستند استفاده كراهت مىكنند اين روايت اطلاق نيست بلكه چيزى بالاتر از اطلاق است چون آن را كه مانع دانسته قُبله است و بالاتر از آن قطعاً مانع است.
* ... عن محمّد بن مسلم عن احدهما عليهما السلام قال: سألته عن رجل فجر بامرأة أ يتزوّج امّها من الرضاعة أو ابنتها؟ قال: لا
(هر فجورى كه باشد چه در قُبل و چه در غير آن). [٢]
* ... عن الحلبى عن ابى عبد اللَّه عليه السلام فى رجل تزوّج جارية فدخل بها ثم ابتلى بها ففجر بامّها أ تحرم عليه امرأته؟ فقال: لا
(چون بعد از تزويج دختر بوده است پس اگر قبل از تزويج به دختر آلوده به فجور به ام مىشد موجب حرمت دختر مىشد)
انه لا يحرّم الحرام الحلال [٣]
(معنايش اين است كه اگر سابق باشد هر فجورى باعث حرمت مىشود).
روايات ديگرى غير از اين سه روايت، مىتوان پيدا كرد.
دليل دوّم: رواياتى است كه عنوان «افضاء» دارد.
افضاء دو معنى دارد:
١- معنى خاصّ: بر اثر مقاربت مخرج حيض و بول در مرأة يكى شود.
٢- معنى عام: تماس و يا هر گونه مقاربت كه در قرآن هم به اين معنى آمده است «وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً» [٤] در حالى كه مقاربت كرديد چگونه مىخواهيد مهريّه را پس بگيريد. ريشه افضاء از فضاء به معنى گستردگى و توسعه است، در معنى اوّل به جهت پارگى، مجرى گسترش پيدا مىكند و در معنى دوّم هم گسترشى در روابط و تماسها بين اين دو وجود دارد.
* ... عن عيص بن القاسم قال: سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام عن رجل باشر امرأة و قَبّل غير انّه لم يُفض اليها
(تماس جسمانى به معنى دخول و مقاربت نبوده است)
ثمّ تزوّج ابنتها فقال: ان لم يكن افضى الى الام فلا بأس و ان كان افضى فلا يتزوّج ابنتها. [٥]
اين حديث خوب است چرا كه نقطه مقابل تقبيل را ذكر كرده پس شامل دخول در قُبل و غير قُبل مىشود.
* ... عن هشام بن سالم، عن بريد قال: انّ رجلا من اصحابنا تزوّج امرأة قد زعم انّه كان يلاعب امّها و يقبّلها من غير أن يكون أفضى اليها
(افضى وقتى مقابل تقبيل قرار گرفته عام است)
قال: فسألت أبا عبد اللَّه عليه السلام فقال لى: كذب، مرة فليفارقها قال: فأخبرتُ الرجل فو اللَّه ما دفع ذلك عن نفسه و خلّى سبيلها. [٦]
در بين روايات گاهى تعبيراتى وجود دارد كه كارساز است و متأسّفانه در كتب پيشين به آنها اشاره نشده است. پس به قرينه اين روايات ما مىتوانيم مسأله ششم را قبول كنيم و حكم را توسعه دهيم و نيازى به استدلالهاى سابق نداريم.
٥ مسئله ٧ (الشك فى سبق العقد على الزنا) ..... ٢٥/ ٦/ ٨١
بقى هنا شىءٌ:
مسئله دخول به غير قُبل در سرتاسر فقه در باب غسل، محرّمات نكاح مشكلاتى ايجاد كرده و در ابواب مختلف موضوع بحث واقع شده است. در بعضى جاها واضح است و اولويّت دارد مثلًا در باب حدّ، اگر كسى به زنى زنا كند حدّ آن صد تازيانه است حال اگر من غير قُبل دخول كرده باشد به طريق اولى صد تازيانه شامل او مىشود زيرا در غير اين صورت بايد آن را ملحق به لواط كنيم كه حدّ آن بيشتر است و چون در الحاق آن شك داريم مىگوييم «الحدود تدرأ بالشبهات». در بعضى از
[١]. ح ٣، باب ٦ از ابواب مصاهره.
[٢]. ح ١، باب ٧ از ابواب مصاهره.
[٣] ح ٢، باب ٨ از ابواب مصاهرة.
[٤] آيه ٢١، سوره نساء.
[٥] ح ٢، باب ٦ از ابواب مصاهره.
[٦]. ح ٥، باب ٦ از ابواب مصاهره.