كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١ - ٣- بلاد مسلمين
فقال: فالقنى فى البيت فلقيه فسأله عن الاسلام و الايمان ما الفرق بينهما؟ فقال: الاسلام هو الظاهر الذي عليه الناس شهادة ان لا اله الا اللّه وحده لا شريك له و أنّ محمداً عبده و رسوله و اقام الصلاة و ايتاء الزكاة و حجّ البيت و صيام شهر رمضان فهذا الاسلام و قال:
الايمان معرفة هذا الامر
(ولايت)
مع هذا فان أقرّ بها
(اسلام)
و لم يعرف هذا الامر
(ولايت)
كان مسلماً و كان ضالًا. [١]
اين روايت با صراحت مىگويد كه مخالفين مسلمان هستند، پس احكام اسلام (مناكح، مذابح، طهارت) بر آنها جارى است.
* عن قاسم الصيرفى شريك المفضل
(سند روايت مشكل دارد)
قال: سمعت أبا عبد اللّه عليه السلام يقول: الاسلام يحقن به الدم و تؤدّى به الامانة و تستحل به الفروج و الثواب على الايمان. [٢]
مگر امانت را به غير مسلمانان نبايد برگرداند كه حضرت مىفرمايد «تؤدّى به الامانة»؟
احتمال دارد نوعى تأكيد باشد چون امانت در مورد همه بايد ادا شود ولى در مورد مسلمان حتماً بايد رعايت شود.
* ... عن سماعة
(سند معتبر است)
عن الصادق عليه السلام قال: قلت لأبي عبد اللّه عليه السلام: أخبرنى عن الاسلام و الايمان أ هما مختلفان؟ فقال:
انّ الايمان يشارك الاسلام و الاسلام لا يشارك الايمان
(ايمان شريك اسلام است ولى اسلام هميشه شريك ايمان نيست يعنى بين اين دو عموم و خصوص مطلق است مثال جالبى در اين باب آورده شده به اين بيان كه ايمان مانند كعبه و اسلام مانند مسجد الحرام است، پس كسى كه وارد كعبه شده حتماً وارد مسجد الحرام شده است ولى كسى كه داخل در مسجد الحرام شده حتماً داخل در كعبه نيست)
فقلت فصفهما لى فقال: الاسلام شهادة أن لا اله الّا اللّه و التصديق برسول اللّه صلى الله عليه و آله به
(شهادتين)
حُقنت الدماء
(خون محفوظ است)
و عليه جرت المناكح و المواريث و على ظاهره
(اسلام)
جماعة الناس
(مخالفين ظاهر اسلام را دارند پس نمىتوان گفت نجس هستند)
و الايمان الهدى و ما يثبت فى القلوب من صفة الاسلام و ما ظهر من العمل به .... [٣]
نكته: بين اسلام و ايمان دو گونه فرق گذاشته شده:
١- اسلام شهادتين و ايمان ولايت است.
٢- اسلام شهادتين و ايمان آن چيزى است كه در دل نهفته و آثار آن در عمل آشكار مىشود به عبارت ديگر اسلام شهادتين زبانى است ولى ايمان در دل است و آثار آن در اعضا و جوارح ظاهر مىشود.
براى ما تفاوت ندارد و هر دو صحيح است و مهم اين است كه كسى كه شهادتين بگويد مسلمان و طاهر است.
* حمران بن اعين عن ابى جعفر عليه السلام قال: سمعته يقول: الايمان ما استقرّ فى القلب و افضى
(مىكشاند)
به الى اللّه عزّ و جلّ و صدقه العمل بالطاعة للّه و التسليم لامره و اسلام ما ظهر من قول أو فعل و هو الذي عليه جماعة الناس من الفِرَق كلّها
(پس تمام فرق مسلمين را شامل است)
و به حُقنت الدماء و عليه جرت المواريث و جاز النكاح
(مطلق است چه زن بدهى و چه زن بگيرى هر دو را شامل است) .... [٤]
اين باب بيش از چهار حديث دارد ولى اين چهار حديث از بقيّه روشنتر است.
٣- روايات كتاب الطهارة:
رواياتى كه در كتاب الطهارة آمده و از آنها حجّيت بر طهارت به واسطه سه چيز استفاده مىشود:
١- يد مسلم:
مخالف اگر معاند نباشد پاك است.
٢- سوق مسلمين:
هرچه در سوق مسلمين باشد پاك است و اگر ذبيحه هم باشد ذبح اسلامى است در حالى كه غالب سوق مسلمين از مخالفين بودند حتّى اگر در سوق مسلمين غير مسلمين هم باشند و نشناسيم چون غلبه با مسلمين است، پاك هستند و احكام اسلام جارى است.
٣- بلاد مسلمين:
اگر در بلاد اسلام چيزى ديده شود كه در سوق هم نيست پاك است. مثال روايت اين است كه سائل از امام پرسيد اگر در جادهاى سفره غذايى پيدا كرديم چه كنيم؟ حضرت فرمود قيمت كنيد و بخوريد چون اگر بماند فاسد مىشود و اگر صاحب آن پيدا شد پولش را بدهيد، راوى عرض مىكند كه نمىدانيم سفره براى شخص مسلمان است يا مجوس حضرت مىفرمايد چون نمىدانيد بخوريد پس بلاد مسلمانان هم علاوه بر سوق و يد مسلم حجّت است.
* ... عن اسحاق بن عمار عن العبد الصالح (امام كاظم عليه السلام) انّه قال: لا بأس بالصلاة فى الفراء اليمانى
(دو گونه تلفظ مىشود: فَراء
[١] اصول كافى، ج ٢، ص ٢٤.
[٢] اصول كافى، ج ٢، ص ٢٤.
[٣] اصول كافى، ج ٢، ص ٢٥.
[٤] اصول كافى، ج ٢، ص ٢٦.