كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧ - طايفه سوّم ملموسه و منظوره ابن بر اب حرام است كه روايات اين طايفه كمتر است
(وقتى تقبيل به شهوت كرد كار تمام شد)
ثم قال ابتداءً منه: ان جرّدها
(عريان كرده)
و نظر اليها بشهوة حرمت على أبيه و ابنه
(پدر و پسر ناظر) [١]
سند و دلالت روايت كامل است.
* ... عن زرارة قال: أبو جعفر فى حديث اذا اتى الجارية
(اتيان به معنى جماع است)
و هى حلال فلا تحلّ تلك الجارية لابنه و لا لابيه. [٢]
روايت در مورد لمس و نظر نيست بلكه بالاتر است و بالاولوية نمىتوان آن را ثابت كرد.
* ... عن عبد اللَّه بن سنان، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام فى الرجل تكون عنده الجارية يجرّدها و ينظر الى جسمها نظر شهوة هل تحلّ لابيه؟ و ان فعل ابوه هل تحلّ لابنه؟ قال: اذا نظر اليها نظر شهوة و نظر منها الى ما يحرم على غيره لم تحلّ لابنه و ان فعل ذلك الابن لم تحلّ للاب. [٣]
طايفه دوّم: ملموسه و منظوره اب بر ابن حرام است.
* ... عن جميل بن درّاج قال: قلت لأبي عبد اللَّه عليه السلام: الرجل ينظر الى الجارية يريد شراءها أ تحلّ لابنه؟ فقال: نعم، الّا أن يكون النظر الى عورتها [٤]
(آيا قبل از بيع نگاه كرده است؟ چنين چيزى ممكن نيست و حتماً بعد از آن كه مالك شده رؤيت كرده).
پس منظوره اب بر ابن حرام است، آيا مفهوم دارد؟ نه، اثبات شىء نفى ما عدا نمىكند.
* ... عن ربعى بن عبد اللَّه، عن محمد بن مسلم، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال: اذا جرّد الرّجل الجارية و وضع يده عليها
(لمس كرده)
فلا تحلّ لابنه. [٥]
* ... عن عبد اللَّه بن سنان، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام فى الرجل تكون عنده الجارية فيكشف ثوبها و يجرّدها لا يزيد على ذلك
(مواقعهاى واقع نشده است)
قال: لا تحلّ لابنه اذا رأى فرجها. [٦]
* ... عن ابى الصباح، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام فى رجل اشترى جارية فيقبّلها قال لا تحلّ لولده ان يطأها [٧]
(چون ملموسه اب است)
بعضى از روايات نظر دارد و لمس ندارد و بعضى لمس دارد و نظر ندارد و بعضى نظر به فرج دارد كه بعضى را به بعض ديگر ضميمه كرده و نتيجه گرفتهاند كه نظر و لمس از روى شهوت موجب حرمت است.
طايفه سوّم: ملموسه و منظوره ابن بر اب حرام است كه روايات اين طايفه كمتر است.
* ... عن الحسن بن صدقة، عن ابى الحسن عليه السلام فى حديث قال: اذا اشتريت لابنتك جارية أو لِابنك و كان الابن صغيراً و لم يطئها حلّ لك أن تقبضها فتنكحها [٨]
مورد اين روايت وطى است و به مفهوم دلالت دارد.
سند روايت محلّ بحث است به جهت وجود «سهل بن زياد» اگر چه در سند كافى زياد ذكر شده است ولى نمىتوانيم او را بپذيريم و لااقل توقّف مىكنيم.
٩ ادامه مسئله ٨ ..... ٣/ ٧/ ٨١
* ... ما رواه احمد بن محمّد بن عيسى فى نوادره عن ربيع بن عبد اللَّه، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال: اذا جرّد الرجل الجارية و وضع يده عليها فلا تحلّ لابيه. [٩]
«ربيع بن عبد اللَّه» مجهول است و اسم او در كتب رجال نيست، به طورى كه جامع الروات و معجم رجال آقاى خوئى هم آن را ندارد. در بررسى حدود هشتاد كتاب رجالى اسم «ربيع بن عبد اللَّه» پيدا نشده و در بعضى از مصادر هم «ربعى بن عبد اللَّه» است و حدس من اين است كه در اينجا اشتباهى شده است و راوى «ربعى بن عبد اللَّه» است. او فرد مشهورى است و روايات زيادى هم دارد به قرينه روايت او از «محمّد بن مسلم» كه بعد از او آمده است، علاوه بر اين، مضمون اين روايت از محمّد بن مسلم عين مضمون روايتى است كه در وسائل آمده است:
* ... عن ابن ابى عمير، عن ربعى بن عبد اللَّه، عن محمّد بن مسلم، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال: اذا جرّد الرجل الجارية و وضع يده عليها فلا تحلّ لابنه [١٠]
(اين روايت به جاى «أبيه» «ابنه» دارد).
احتمالًا در حديث «نوادر» دو اشتباه وجود دارد: يك اشتباه در سند كه «ربيع» غلط و «ربعى» درست است و اشتباه ديگر در متن كه «أبيه» غلط و «ابنه» درست است كه در اين صورت اين
[١] ح ١، باب ٣ از ابواب مصاهره.
[٢] ح ٥، باب ٣ از ابواب مصاهره.
[٣] ح ٦، باب ٣ از ابواب مصاهره.
[٤] ح ٣، باب ٣ از ابواب مصاهره.
[٥] ح ٤، باب ٣ از ابواب مصاهره.
[٦] ح ٧، باب ٣ از ابواب مصاهره.
[٧] ح ٨، باب ٣ از ابواب مصاهره.
[٨] ح ٢، باب ٥ از ابواب مصاهره.
[٩] مستدرك، ج ١٤، ح ٥، باب ٣، از ابواب مصاهره.
[١٠] ح ٤، باب ٣، از ابواب مصاهره.