كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٩ - ٣- كفر برائت
مشكلى را حل نمىكند.
جواب از دليل چهارم:
ايمان داراى دو معنى است، يكى به معنى اسلام و ديگرى ولايت است و منظور از خطاب «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»*، مسلمانان هستند و ايمان به معنى ولايت نيست، چرا كه ايمان در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله معنى عامى داشته است. ايمان به معنى خاص ايمانى است كه در تقابل با اسلام معنى پيدا مىكند يعنى مسلم كسى است كه اسلام را پذيرفته و مؤمن كسى است كه علاوه بر اسلام ولايت را هم پذيرفته است، پس اين آيه با توجّه به اين كه مربوط به عصر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است و در آن زمان مسئله ولايت مطرح نبوده، در مورد كسانى است كه مسلمان نيستند.
اضف الى ذلك: منظور از كلمه «رجس» در اين آيه، پليدى باطن است، نه پليدى و نجاست ظاهرى، يا لااقل مبهم است پس اين آيه هم قابل استدلال نيست.
جواب از دليل سوّم:
ضرورى دين يعنى چه؟
چيزى كه هر مسلمانى آن را مىداند و حتّى تازه مسلمانها هم آن را مىفهمند. آيا مسئله ولايت اهل بيت عليهم السلام ضرورى دين به اين معنى است؟
اكثريت اين را قبول ندارند، پس ضرورى دين نيست، چون ضرورى دين مثل نماز و حجاب است كه هركس كه با مسلمين معاشرت كند، مىفهمد كه اينها از ضروريّات دين است، بلكه ضرورى مذهب است، بله ولايت به معنى محبّت شايد از ضروريات باشد.
سلّمنا، ضرورى دين باشد آيا انكار ضرورى دين خودش باعث كفر است يا به خاطر بازگشتش به انكار نبوّت است؟ به عبارت ديگر ضرورى دين را منكر شود در حالى كه مىداند ضرورى دين است (مىداند كه پيامبر گفته است) كه معنىاش اين است كه پيامبر گفته و من قبول ندارم. آيا مخالفين همه مىدانند ضرورى دين است و مخالفت مىكنند؟
پساولًا: ضرورى دين نيست و ضرورى مذهب است.
ثانياً: وقتى مىتوان انكار ضرورت دين را سبب كفر دانست كه انكارش به انكار نبوّت برگردد.
جواب از دليل دوّم:
اين خلاف چيزى است كه در تعريف ناصبى بيان كرديم چون ناصبى كسى است كه نصب العداوة أو الحرب لاهل البيت عليهم السلام.
١١١ ادامه مسئله ٨ ..... ١٣/ ٣/ ٨٢
جواب از دليل اوّل:
كفر داراى معانى مختلف است. امام صادق عليه السلام در حديثى مىفرمايد:
* ... عن ابى عمرو الزبيرى
(مجهول الحال است و بعضى از رجال ديگر سند هم ضعيف هستند درست است كه اين روايت از نظر سند ضعيف است ولى بعضى از روايات را نبايد به سندشان نگاه كرد چون روايت مستدل است و وقتى شواهد عقلى يا نقلى در حديثى نقل شود ديگر ملاحظه سند حديث مهمّ نيست)
عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال: قلت له: أخبرنى عن وجوه الكفر فى كتاب اللّه عزّ و جلّ قال: الكفر فى كتاب اللّه على خمسة أوجه، فمنها كفر الجحود و الجحود على وجهين و الكفر بترك ما أمر اللّه و كفر البراءة و كفر النعم .... [١]
مطابق اين روايت كفر بر پنج وجه است:
١- كفر جحود:
اين قسم از كفر دو صورت دارد:
الف) جحد عن معرفة:
آگاهانه انكار مىكند. آيه «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا» [٢] به اين معنى اشاره دارد.
ب) جحد لا عن معرفة:
گمانها و پندارهايى براى خود درست مىكنند. آيه «وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ» [٣] به اين معنى اشاره دارد.
اين دو قسم واقعاً كافر حقيقى و اعتقادى هستند و نجاست آنها مسلّم است.
٢- كفر نعمت:
در مقابل شكر نعمت كه امام به آيه «هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ» [٤] استدلال فرموده است:
٣- كفر برائت:
امام آيه «كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً
[١] كافى، ج ٢، ص ٣٨٩.
[٢] آيه ١٤، سوره نمل.
[٣] آيه ٢٤، سوره جاثيه.
[٤] آيه ٤٠، سوره نمل.