كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - طايفه دوّم رواياتى كه مىفرمايد كسى كه به خاطر فقر اقدام به ازدواج نكند به خدا سوء ظنّ دارد
و ابن جنيد و ابن برّاج).
٣- يسار شرط نيست ولى زن خيار فسخ دارد (مختار ابن ادريس).
مرحوم صاحب رياض هم در اين مسأله اوّلين قولى را كه نقل مىكند عدم اعتبار است و در ادامه مىفرمايد:
على الاشهر الاظهر، سپس از جماعت زيادى عدم اعتبار را نقل مىكند: اليه ذهب الفاضلان و الشهيدان و ابن حمزة و ابن البرّاج و الاسكافى و الفاضل الصيمرى و الهندى و كافّة المتأخرين، [١] بعد از جماعتى نقل مىكند كه يسار را شرط دانسته و ادّعاى شهرت و اجماع كردهاند، ولى اينطور نبوده و مشهور و اجماعى نيست.
اهل سنّت هم در اين مسأله اختلاف دارند ابن قدامه در مغنى از مالك و شافعى دو قول را نقل مىكند (شرطيّت و عدم شرطيّت يسار) و خودش هم مىگويد: ففيه روايتان. [٢]
جمعبندى اقوال:
اقوال عامّه و خاصّه در اين مسأله مختلف است و خاصّه بيشتر قائل به عدم شرطيّت شدهاند.
ادله قائلين به عدم شرطيّت يسار:
قائلين به عدم شرطيّت به دلائل محكمى استدلال كردهاند.
١- آيه «وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»: [٣]
آيه با صراحت مىفرمايد فقير بودن مانع زوجيّت نيست. آيا با وجود صراحت آيه مىتوان گفت كه يسار را شرط مىدانند، چرا كه خطاب آيه به همه مسلمين است كه وسايل ازدواج فقرا را فراهم كنند و آيه صريح و بين عوام و خواص مشهور است.
از اينجا به نظر مىرسد كه نزاع بين اصحاب لفظى است، آنهايى كه مىگويند يسار شرط است و بدون آن نكاح صحيح نيست جايى را مىگويند كه زن جاهل است و در اين صورت حقّ فسخ دارد نه در جايى كه عالم و عامد است، پس شايد قائلين، صورت جهل مدّ نظرشان بوده است.
بعد ممكن است دست آويز گروه مقابل (قائلين به شرطيّت يسار) قرار گيرد. آيه مىفرمايد:
«وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ». [٤]
اگر نمىتوانيد نكاح كنيد خوددارى كنيد، ولى جالب اين است كه حديثى از امام صادق عليه السلام در شرح اين آيه داريم كه مىفرمايد طلب عفّت كنند با ازدواج كردن تا خداوند آنها را غنى و بىنياز كند. البتّه اين تفسير را مفسّرين نگفتهاند حتّى مجمع البيان كه احتمالات ضعيف را هم نقل مىكند اين تفسير را بيان نمىكند.
٢- روايات:
اين روايات چند طايفه هستند.
طايفه اوّل: رواياتى كه مىفرمايد خدمت پيامبر آمده و از فقر شكايت مىكردند حضرت مىفرمود ازدواج كنيد تا غنى شويد.
* ... عن هشام بن سالم عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال: جاء رجل الى النبى صلى الله عليه و آله فشكى اليه حاجة فقال له تزوّج فتزوّج فوسّع عليه. [٥]
* ... عن اسحاق بن عمّار قال: قلت لأبي عبد اللّه عليه السلام الحديث الذي يروون الناس حق انّ رجلًا اتى النبى صلى الله عليه و آله فشكى اليه الحاجة فأمره بالتزويج ففعل ثم أتاه فشكى اليه الحاجة فأمره بالتزويج حتّى أمره ثلاث مرّات فقال أبو عبد اللّه عليه السلام هو حق ثم قال الرزق مع النساء و العيال [٦]
اين تعبير علاوه بر جنبه الهى، نكته روانى هم دارد چون وقتى شخص ازدواج كند براى جلوگيرى از خجالت زده شدن در نزد عيال، تلاش بيشترى مىكند حال با وجود صراحت اين روايات نمىتوان يسار را شرط دانست.
سه روايت [٧] ديگر نيز در اين زمينه وجود دارد.
طايفه دوّم: رواياتى كه مىفرمايد كسى كه به خاطر فقر اقدام به ازدواج نكند به خدا سوء ظنّ دارد
چرا كه خداوند در آيه «إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» قول داده است كه آنها را غنى گرداند و در باب ١٠ از ابواب مقدّمات نكاح سه حديث داريم كه دلالت دارد.
* ... عن محمّد بن جعفر عن أبيه عن آبائه عليهم السلام قال: قال رسول اللّه عليه السلام: من ترك التزويج مخافة العيلة فقد ساء ظنه بالله عزّ و جلّ ان اللّه عزّ و جلّ يقول «إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ». [٨]
دو حديث [٩] ديگر نيز در اين زمينه وجود دارد.
[١] ج ١٠، ص ٢٥٣.
[٢] ج ٧، ص ٣٧٦.
[٣] آيه ٣٢، سوره نور.
[٤] آيه ٣٣، سوره نور.
[٥] ح ١، باب ١١ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٦] ح ٤، باب ١١ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٧] ح ٢ و ٣ و ٥، باب ١١ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٨] ح ٢، باب ١٠ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٩] ح ١ و ٤، باب ١٠ از ابواب مقدّمات نكاح.