كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - «مسأله مستحدثه شبيهسازى
مدّتى زن ادّعا كرد كه عدّهاش تمام نشده بوده، ادّعاى او بر ضدّ عقد صحيح پذيرفته نيست، مگر اين كه شاهد اقامه كند، پس اگر مرد احتمال كذب مىدهد مىتواند ادّعاى زن را نپذيرد و او را همسر خود بداند و الزام به تمكين كند و اگر زن- بينها و بين اللَّه- مىداند كه عقد در عدّه بوده و دخول هم صورت گرفته است بايد ترتيب آثار زوجيت را ندهد، يعنى تمكين نكند، خودش را مستحق نفقه و ارث ... نداند ولى اگر مجبور شد از باب اجبار تمكين كند.
ما در خيلى از موارد گرفتار اين مسأله هستيم كه حكم واقعى قابل تفكيك نيست، چون دو جعل نمىتواند متناقض باشد ولى حكم ظاهرى قابل تفكيك است چون به معنى ترتيب اثر است و تناقض نيست.
دو روايت هم داشتيم كه مىفرمود براى يكى حلال و براى ديگرى حرام است [١] تصريح دارد اگر احدهما عالم باشد و ديگرى جاهل، براى عالم حرام و براى جاهل حلال است. ما روايات را بر حكم ظاهرى حمل كرديم يعنى براى جايى است كه معلوم نيست زن راست بگويد.
ان قلت: اين خلاف ظاهر روايت است چون روايت «هذا حلال و هذا حرام» مىگويد كه حكم واقعى است چرا كه هميشه تعبيرات روايات را بر حكم واقعى حمل مىكنيم و حكم ظاهرى قرينه مىخواهد.
قلنا: القرينة واضحة و موجودة، چه قرينهاى بهتر از اين كه در حكم واقعى تجزيه محال است كه قرينه مىشود بر اين كه كلام امام را بر حكم ظاهرى حمل كنيم و اگر بر حكم واقعى حمل كنيم، در اين صورت كلام معصوم را بر امر غير معقول حمل كردهايم.
الامر الثالث: آيا دخولى كه موجب حرمت ابدى مىشود دخول در قُبل است يا در غير قُبل هم حرمت ابدى مىآورد؟
مرحوم صاحب جواهر و صاحب عروه و ديگران متعرّض اين مسأله شدهاند و فرقى بين دخول در قُبل و غير آن نگذاشتهاند، و معتقدند دخول در غير قبل هم موجب حرمت ابدى مىشود، امام (ره) هم متعرّض شدهاند.
دليل اين مسأله اطلاق «دخل بها» است كه شامل هر دو مىشود.
ان قلت: اطلاق به دخول در قبل انصراف دارد.
قلنا: انصراف بدوى است چون با دقّت در مسأله روشن مىشود كه معامله زوجيّت با او كرده و ممكن است دخول در غير قبل اشد هم باشد.
٥١ ادامه مسئله ١ و شبيهسازى ..... ١٨/ ١٠/ ٨١
«مسأله مستحدثه: شبيهسازى»
امروزه گفته مىشود كه يكى دو مورد از شبيهسازىهاى انسان متولّد شده كه البتّه هنوز ثابت نشده و ممكن است براى سركيسه كردن بعضى و يا اغراض ديگر اين بحثها را مطرح كنند و تا با دلايل روشن ثابت نشود نمىتوانيم روى آن صحّه بگذاريم.
سلّمنا، اين كار صورت گرفته باشد آيا اين عمل جايز است يا نه؟ شبيهسازى اين است كه از تركيب سلولهاى جنسى (نطفه نر و ماده) انسانى متولّد نشود بلكه در واقع سلولى غير جنسى را پرورش دهند (مثلًا از پوست يا گوشت يا استخوان) و موجودى به وجود آيد كه شبيه موجود اوّلى است، دقيقاً شبيه چيزى كه در گياهان به نام قلمه زنى معمول است. به شبيهسازى «كلونينگ» مىگويند كه در ريشه يونانى به معنى قلمه زنى است.
براى اين كار سلولى را از بدن جدا كرده و آن را تحريك مىكنند تا شروع به نمو كند بعد از آن كه مقدارى رشد نمود آن را در رحم زن مىكارند (مانند كاشتن قلمه در زمين آماده) و در آنجا پرورش مىيابد تا انسان كامل شود. اگر سلول از بدن زن گرفته شده باشد زن مىشود و اگر از بدن مرد باشد مرد مىشود و از نظر تمام صفات شبيه موجود اوّل است.
حال بر فرض چنين عملى وقوع خارجى داشته باشد يكى از نشانههاى قدرت خداست چون نشان مىدهد كه تمام ذرات بدن انسان يك انسان كامل است و از اينجا معلوم مىشود كه وقتى قرآن مىفرمايد تمام اجزاء بدن در روز قيامت سخن مىگويند (أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ) چگونه اين عمل ممكن مىشود. پس شبيهسازى راهى براى شناخت خدا و نشانه عظمت پروردگار است و دانشمندان كار بزرگى انجام نمىدهند، بلكه كسى در هر ذره از وجود انسان و يا درخت يك انسان كامل يا يك درخت قرار داده كار بزرگى انجام داده است.
آيا اين كار جايز است؟
[١] ح ٣ و ٤، باب ١٧ از ابواب مصاهره.