كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٧ - ٣- آيه
مسألهاى از عروه:
مرحوم صاحب عروه مسئلهاى را در عروه متذكّر مىشوند كه در تحرير نيامده است و آن اين كه:
اگر علم اجمالى داريم به اين كه يكى از اين دو زن در عدّه هستند آيا مىتواند با يكى از آنها ازدواج كند؟ مقتضاى علم اجمالى وجوب احتياط است پس بايد از هر دو اجتناب كند مانند انائين مشتبهين.
حال اگر با احدهما ازدواج كرد و دخول هم حاصل شد، ازدواج باطل و دخول هم حرام است آيا زن حرمت ابدى دارد؟
خير، حرام ابدى نيست چون اين مسأله شبيه ملاقى اطراف شبهه محصوره است، مثلًا در انائين مشتبهين مىدانيم يكى نجس است بايد از هر دو اجتناب كنيم امّا اگر دست با يكى از اين دو ظرف ملاقات كند نجس نمىشود، چون در اطراف شبهه محصوره از خودشان بايد اجتناب كرد امّا اگر ملاقى با احدهما بود نجس نيست چون در ملاقى اصل بلا معارض جارى است ولى در خود انائين اصل جارى نمىشود چون اصل طهارت هر يك از انائين، با اصل طهارت اناء ديگر تعارض دارد و ساقط مىشود (به عبارت ديگر هر يك از دو ظرف سابقاً پاك بوده الان هم پاك است ولى يقين داريم كه يكى نجس شده كه در اين صورت اصلها تعارض مىكنند، امّا در ملاقى، اصل بدون معارض جارى است چون يكى از آن دو را ملاقات كرده، بله اگر دو ملاقى به دو اناء بود تعارض حاصل مىشد.
حال در ما نحن فيه اين مرد نبايد با اين دو زن ازدواج كند چون علم اجمالى دارد كه يكى در عدّه و ازدواج با او حرام است مقتضاى علم اجمالى وجوب احتياط است (اطراف شبهه محصوره) دو اصل (عدم عدّه هر يك از دو زن) با هم معارض است امّا اگر با يكى ازدواج كند اصل عدم حرمت ابدى اين زن است و چون اصل بدون معارض است بعد از عدّه مىتواند با او ازدواج كند و حرام ابدى نمىشود.
[مسأله ٨: (التزويج بذات البعل)]
٥٧ مسئله ٨ (التزويج بذات البعل) ..... ٣٠/ ١٠/ ٨١
مسألة ٨: يلحق بالتزويج فى العدة فى ايجاب الحرمة الابديّة التزويج بذات البعل فلو تزوّجها مع العلم بانّها ذات بعل حرمت عليه ابداً سواء دخل بها أم لا و لو تزوّجها مع الجهل لم تحرم عليه الّا مع الدخول بها.
عنوان مسأله:
اين مسأله در مورد تزويج ذات بعل است، به اين معنى كه عالماً يا جاهلًا زن شوهردارى را تزويج كند كه از جهات زيادى با تزويج در عدّه شباهت دارد و شديد الابتلا است، مخصوصاً در زمان ما كه خيلى از اوقات زن را طلاق مىدهند در حالى كه طلاق صحيح نبوده مثلًا در طهر مواقع و يا در حال عادت طلاق داده و يا طلاق در حضور شاهدين عدلين نبوده، (خيلىها اين مسائل را نمىدانند) پس وقتى شرايط جمع نيست و طلاق مىدهند، طلاق باطل و در واقع زن شوهردار است و يا در جايى كه شوهر مفقود شده و زن شوهر مىكند، بعد شوهر پيدا مىشود، آيا اين نكاحها موجب حرمت ابدى مىشود يا نه؟
در اينجا دو بحث داريم:
الف) بطلان نكاح دوّم:
اگر كسى با زن شوهردارى ازدواج كند نكاح دوّم باطل است.
ادلّه:
سه دليل در اينجا ذكر شده است:
١- اجماع:
اجماع قائم است بر اين كه نكاح دوّم در باب تزويج به ذات بعل باطل است.
٢- ضرورت دين:
هر كسى با مسلمين زندگى كند مىداند كه زن دو شوهر نمىتواند داشته باشد، پس بطلان تزويج ذات بعل جاى بحث ندارد.
٣- آيه «وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ»: [١]
مشهور اين است كه تعبير «وَ الْمُحْصَناتُ» به آيه «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ ...» [٢] عطف مىشود يعنى از چيزهايى كه بر شما حرام است تزويج زنان شوهردار است البتّه آيه تفسير ديگرى هم دارد كه ضعيف است.
«محصنات» از مادّه «حصن» به معنى قلعه است، وقتى زن ازدواج مىكند كانّ در يك قلعهاى واقع مىشود. ممكن است در بعضى از جاها «محصنات» به معنى زنهاى عفيف باشد ولى در اينجا به قرينه عطف به آيه قبل به معنى ذوات ازواج است.
شاهد ديگر تعبير «إِلَّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ» است يعنى زن
[١] آيه ٢٣، سوره نساء.
[٢] آيه ٢٢، سوره نساء.