كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣ - طايفه دوّم رواياتى كه بر منع از استدامه دلالت مىكند
هستند يا نه؟) فان تحقّق أنّهم طائفة من النصارى- كما قيل- كانوا بحكمهم.
عنوان مسأله:
مرحوم امام حرمت نكاح مجوسيّه را اقوى مىداند و امّا در مورد صابئين مىفرمايد اگر ثابت شود كه آنها از نصارى هستند حكم آنها را دارند.
اقوال:
مشهور و معروف اين است كه نكاح مجوسيه جايز نيست.
مرحوم صاحب جواهر نقل اجماع مىكند، [١] و قول به جواز هم به طور روشن از كسى نقل نشده است بنابراين به حسب اقوال مىتوان شهرت را در حرمت ادّعا كرد.
بحث ما در مجوسيّه است كه مسلمان بخواهد او را تزويج كند و الّا زن مسلمان نمىتواند به تزويج مجوس درآيد چون از اهل كتاب كه جلوتر نيستند در حالى كه تزويج اهل كتاب را با زن مسلمان اجازه نداديم.
ادلّه:
دو دليل داريم:
١- اطلاقات و عمومات:
عمومات و اطلاقاتى كه دلالت بر حرمت مىكرد و مىفرمود نكاح كافر جايز نيست و كتابيه استثنا شده بود ولى چون معلوم نيست كه اينها كتابيه باشند بنابراين عمومات حرمت شامل مجوسيّه هم هست چرا كه براى استثنا دليل لازم است و تا دليل نباشد مجوس تحت عموم حرمت باقى مىماند.
٢- روايات خاصّه:
رواياتى كه در خصوص مجوس وارد شده و سه طايفه است:
طايفه اوّل: روايتى كه به طور مطلق منع مىكند:
* ... عن محمّد بن مسلم،
(تمام رجال سند از مشهورين و معروفين هستند)
عن ابى جعفر عليه السلام قال سألته عن الرجل المسلم يتزوّج المجوسية فقال: لا
(مطلق است و نكاح دائم و منقطع و ابتدا و استدامه را شامل مىشود)
و لكن اذا كانت له امة مجوسيّة فلا بأس أن يطأها و يعزل عنها و لا يطلب ولدها. [٢]
طايفه دوّم: رواياتى كه بر منع از استدامه دلالت مىكند
كه به طريق اولى از آن ثابت مىشود نكاح ابتدايى با مجوسيه جايز نيست.
* ... عن السكونى
(ضعيف السند است)
عن جعفر عن أبيه عن على عليه السلام انّ امرأة مجوسيّة اسلمت قبل زوجها فقال على عليه السلام: لا يفرّق بينهما
(ظاهراً «لا، يفرّقُ بينهما» است)
ثم قال: ان اسلمت قبل انقضاء عدّتها فهى امرأتك و ان انقضت عدتها قبل ان تسلم ثم اسلمت فانت خاطب من الخطاب. [٣]
صدر روايت سخن از مسلمان شدن زن است و ذيل را اگر «اسْلَمَتْ» بخوانيم باز به اين معنى است كه زن مسلمان شده است علاوه بر اين سائل مرد مجوس نمىباشد و بحث در اسلام آوردن زن بوده پس چرا حضرت «فهى امرأتك» مىفرمايد.
بايد بگوييم چيزى در تقدير است چون صدر روايت در مورد اسلام آوردن زن ولى ذيل آن فرض ديگرى است كه در آن فرض سؤال از مسلمان شدن مرد مجوس قبل از زن مجوس است پس اين فرض، از روايت افتاده است و ذيل روايت جواب آن است.
با توجّه به اين توجيه روايت شاهد بحث ماست و آن اين كه مرد مجوسى كه مسلمان شده با زن مجوسيه نمىتواند نكاح را ادامه دهد و از هم جدا مىشوند مگر اين كه در عدّه، زن مسلمان شود حال كه استدامه جايز نيست به طريق اولى ابتدا جايز نيست، و از اين كه مدّت عدّه را شارع ناديده گرفته و آن را اجازه داده است معلوم مىشود كه كار استدامه آسانتر از ابتدا است پس وقتى استدامه را اجازه نداد ابتدا به طريق اولى جايز نيست.
اين نهايت توجيهى است كه براى اين روايت مىتوان گفت ولى مرحوم شيخ در كتاب استبصار [٤] و تهذيب [٥] روايت را چنين نقل مىكند:
* ... عن السكونى، عن جعفر، عن أبيه، عن على عليه السلام ان امرأة مجوسيّة اسلمت قبل زوجها قال على عليه السلام: أ تسلم قال: لا ففرّق بينهما ثم قال: ان اسلمت قبل انقضاء عدّتها فهى امرأتك و انقضت عدّتها قبل أن تسلم ثم اسلمت فأنت خاطب من الخطاب.
بنابراين نسخ روايت مشكل افتادگى عبارت نداشته ولى از بحث ما خارج است چون بحث ما در جايى است كه مرد مسلمان و زن مجوسى باشد ولى روايت عكس آن را مىگويد.
* ... عن منصور بن حازم قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن رجل
[١] ج ٣٠، ص ٤٤.
[٢] ح ١، باب ٦ از ابواب ما يحرم بالكفر.
[٣] ح ٢، باب ٩ از ابواب ما يحرم بالكفر.
[٤] ج ٣، ص ١٨٢، ح ٦٦١.
[٥] ج ٧، ص ٣٠١، ح ١٢٥٧.