كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤ - نكته سوّم «واو» در آيه به معنى «أو» است
٢- آيه:
در تفسير آيه «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً». [١] محتمل است كه منظور از مثنى «دو» و «ثلاث» و «رباع» هم كه با واو عطف شده با آن جمع و مجموع آن «نُه» مىشود پس از آيه استفاده مىشود كه داشتن نه زن دائمه جايز است.
جواب: جواب از آيه در دليل جمهور (قائلين به عدم جواز مافوق اربع) خواهد آمد.
٦٢ ادامه مسئله ١٠ ..... ٧/ ١١/ ٨١
ادلّه قائلين به عدم جواز مافوق اربع:
١- اجماع:
مسأله اجماعى است و اينجا از مواردى است كه اجماع حجّت است چون به حدّ ضرورت دين رسيده است.
وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى]
«وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً». [٢]
فقها غالباً استدلال به آيه را رها كردهاند، ولى به قول صاحب جواهر اصل در مسأله اين آيه است. در اين آيه چند مطلب بايد روشن شود كه در ضمن نكاتى به آن اشاره مىكنيم:
نكته اوّل: در اين آيه شرط و جزاء چه ارتباطى به هم دارند؟
آيه مىفرمايد اگر مىترسيد در بين دختران يتيم به قسط و عدل رفتار نكنيد زنان ديگر را ازدواج كنيد، مرحوم طبرسى [٣] شش بيان براى پيوند شرط و جزاء ذكر مىكند كه از همه بهتر بيان اوّل ايشان است و آن اين كه وقتى درباره اموال يتامى آياتى نازل شد مردم ترسيده و با دختران يتيم ازدواج نمىكردند چرا كه مىترسيدند به جهت اين كه اينها پدر ندارند تا از حقّ آنها دفاع كند مهريّه حسابى به آنها ندهند يا اين كه آلوده اموال آنها شوند.
آيه نازل شد كه اگر مىترسيد با اينها ازدواج كنيد سراغ زنان ديگر برويد و اگر از خودتان مطمئن هستيد اشكال ندارد كه دو يا سه و يا چهار تا زن بگيريد با اين بيان پيوند شرط و جزا حاصل مىشود.
تذكّر: با توجّه به اين بيان بطلان روايتى كه براى اثبات تحريف در قرآن به آن استدلال شده است روشن مىشود در اين روايت از امام سؤال مىشود كه صدر و ذيل آيه با هم چه ارتباطى دارد؟ امام در جواب مىفرمايد ارتباطى ندارد و بين صدر و ذيل آيه ثلث قرآن ساقط شده است. اين روايت مجعول است و جاعل آن ناشى بوده است، چون:
اوّلًا: ارتباط صدر و ذيل آيه با بيان مرحوم طبرسى روشن است.
ثانياً: از مضمون روايت استفاده مىشود كه قرآن بيش از ٤٠ جزء بوده كه بعد از ساقط شدن ثلث آن سى جزء شده است و حال آن كه احدى چنين نگفته است.
واقع مسأله اين است كه قرآنى كه شب و روز تلاوت مىشده و حافظان زيادى داشته- به طورى كه در يكى از جنگها ٣٠٠ حافظ قرآن كشته مىشود- و ١٤ يا ٤٠ نفر كاتب وحى بوده، آيا ممكن است چنين قرآنى ثلث آن تحريف شده باشد؟! بله اگر ادّعاى تحريف يك يا دو آيه مىشد ممكن بود براى آن وجهى باشد ولى نمىتوان پذيرفت كه اين همه آيه ساقط شده باشد. كسى كه تاريخ جمعآورى قرآن و تلاوت شبانه روزى قرآن توسّط مسلمانان را بداند، مىداند كه قرآن به آسانى از بين نمىرود. ما معتقديم قرآنى كه در نزد ماست يك نقطه كم و زياد ندارد و اين روايات تحريف هم خودش دليل بر بطلان خودش است. (دلائل عدم تحريف به طور مفصل در انوار الاصول [٤] و تفسير نمونه ذكر شده است).
نكته دوّم: «مثنى، ثلاث، رباع» در آيه به چه معناست؟
«مثنى» يعنى اثنين اثنين، (دو تا دو تا) «ثلاث» يعنى ثلاث ثلاث (سه تا سه تا) و «رباع» يعنى اربعة اربعة (چهار تا، چهار تا) چرا آيه اثنين و ثلاث و اربع نمىگويد؟
مخاطب عموم مسلمين هستند و اگر بخواهيم بگوييم كه هر كدام مىتوانند دو تا زن بگيرند مىگوييم دو دو تا زن بگيرند مىگوييم دو دو تا زن بگيريد و اگر بخواهيم بگوييم هر كدام مىتوانند سه تا زن بگيرند مىگوييم سه تا سه تا زن بگيرند و ....
نكته سوّم: «واو» در آيه به معنى «أو» است
يعنى براى جمع نيست بلكه
[١] آيه ٣، سوره نساء.
[٢] آيه ٣، سوره نساء.
[٣] مجمع البيان، ج ٢، ص ٣٩.
[٤] ج ٢، ص ٣٤٣.