كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٦ - شش دليل براى كفر مخالف اقامه شده است
عنوان مسأله:
اين مسأله در مورد مخالفينى (غير شيعه) است كه ناصبى نيستند، آيا نكاح اينها جايز است؟ به عبارت ديگر آيا ايمان (به معنى خاص يعنى اعتقاد به اهل بيت عليهم السلام) علاوه بر اسلام در زوجه و زوج شرط است و يا در يكى كافى است؟
اين مسأله مهمّى است كه در باب نكاح مطرح و ريشه آن در باب طهارت و نجاست است بنابراين دو بحث داريم:
١- آيا مخالفين پاك هستند؟
٢- آيا بحسب روايات نكاح مخالف جايز است؟
مسأله به قدرى مهم است كه صاحب جواهر كه بنايش بر اختصار است حدود ده صفحه در اين مسأله بحث مىكند.
١- قول به عدم جواز مطلقا.
٢- قول به جواز مطلقا.
٣- قول به تفصيل ميان زوج و زوجه، يعنى مرد مؤمن با مخالفه مىتواند ازدواج كند ولى زن مؤمنه نمىتواند با مرد مخالف ازدواج كند.
اين سه قول در كلام صاحب رياض آمده است ولى از لابهلاى كلام كاشف اللثام قول چهارمى هم استفاده مىشود.
٤- نكاح مؤمنه با مخالف حرام است (حرمت تكليفى) ولى باطل نيست (حرمت وضعى)، سه قول اوّل در حكم وضعى بود.
مرحوم صاحب رياض مىفرمايد:
و هل يشترط التساوى فى الايمان الخاص (تشيّع) المراد منه الاقرار بالائمّة الاثنى عشر بالشرط المتقدم فيه اقوال ثالثها اختصاصه (ايمان) بالزوج دون الزوجه (زن مؤمن با مرد مخالف نمىتواند ازدواج كند) و هو (قول تفصيل) المشهور بين الطائفة بل حكى على الاول (مؤمن بودن زوج) الاجماعات المستفيضة عن الخلاف و المبسوط و السرائر و سلار و الغنية ... و الاظهر عند المصنف تبعاً للمفيد و ابن سعيد (چون رياض شرح مختصر النافع محقق است منظور محقق مىباشد) انه لا يشترط الايمان فى الزوج ايضا لكنّه يستحبّ مطلقا. [١]
از كلام مرحوم كاشف اللثام استفاده مىشود قول چهارمى كه حرام تكليفى است:
و يرد على الجميع (احاديثى [٢] كه مىگويد زن مؤمنه نمىتواند با مرد مخالف ازدواج كند) ان غابتها التحريم دون الفساد. [٣]
در باب طهارت و نجاست بعضى قائل به نجاست مخالفين هستند مثل سيد مرتضى و جمعى از قدما در عين حال كه قائل به نجاست هستند ولى نسبت به زوجه حكم بر بطلان نكرده و مىگويند مىتوان زوجه مخالف را تزويج كرد كه اين يك معمّاست. مرحوم صاحب جواهر در اينجا مىفرمايد:
بل لم يحك احد هنا الخلاف فى ذلك (صحّت نكاح مخالفه) عمن علم أنّ مذهبه كفر المخالفين و نجاستهم كالمرتضى و ابن ادريس و غيرهما نعم حكى غير واحد هنا الشهرة على عدم جواز نكاح المؤمنة المخالف بل فى الرياض عن الخلاف و المبسوط و السرائر و سلار و الغنية الاجماع عليه و هو الحجة للمانع بعد النصوص المستفيضة. [٤]
جمعبندى: در بحث طهارت و نجاست اختلاف است و مشهور قائل به طهارت مخالفين و اقليّتى مثل سيّد مرتضى قائل به نجاست هستند، ولى در بحث نكاح، نسبت به نكاح مخالفه، احدى قائل به منع نشده است، ولى نسبت به نكاح مخالف يا مؤمنه اقوال مختلف است و مشهور قائل به تفضيل هستند و ما در اين مسأله ناچاريم ابتدا سراغ طهارت و نجاست برويم چون اگر كفر آنها ثابت شود حكم نكاح هم روشن مىشود. البتّه طوايف متعدّدى از روايات داريم كه دليل بر عدم كفرشان است.
١٠٩ ادامه مسئله ٨ ..... ١١/ ٣/ ٨٢
ادلّه قائلين به عدم جواز:
از دو راه مسأله را تقرير مىكنيم:
١- روايات خاصّه:
رواياتى كه در اين مورد وارد شده و مىفرمايد نكاح عارفه به غير عارف جايز نيست (كه بعداً خواهد آمد).
٢- عمومات:
به اين بيان كه بگوييم المخالف مصداق الكافر (صغرى) و لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ (كبرى). پس در نتيجه ازدواج با مخالف جايز نيست.
صغرى محل بحث است كه آيا مخالف كافر است يا نه؟
شش دليل براى كفر مخالف اقامه شده است:
[١] ج ١٠، ص ٢٥١- ٢٤٨، بحث لزوم كفائة (كفو باشند).
[٢] ح ٤، ٥ و ٦ باب ١٠ از ابواب ما يحرم بالكفر.
[٣] ج ٧، ص ٨٣.
[٤] جواهر، ج ٣٠، ص ٩٣.