كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٠ - ٢- احاديث باب اسلام و ايمان
حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ» [١] استدلال كرده است.
٤- كفر عصيان:
ترك ما امر اللّه و فعل ما نهى اللّه امام به آيه «أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ» [٢] استدلال فرموده است.
ان قلت: براى هر يك از اين اقسام پنجگانه مورد استعمالى پيدا كرديد، آيا استعمال دليل بر حقيقت است كما اين كه قدما قائلاند؟ در حالى كه شما معتقديد استعمال اعمّ از حقيقت و مجاز است.
قلنا: در باب علائم حقيقت و مجاز گفتيم كه استعمال اگر موردى باشد، لا يدلّ على الحقيقة ولى اگر استعمال گستردهاى داشته باشد حقيقت است، اين موارد خمسه داراى استعمال گستردهاى است كه آن را دليل بر حقيقت مىدانيم، به عنوان مثال در موارد متعدّدى در مورد عصيان كلمه كفر به كار رفته است و موردى را كه امام ذكر فرموده از باب نمونه است.
و امّا در ما نحن فيه (روايات نوزدهگانه) كه مىفرمايند مخالف كافر است، كفر به كدام يك از اين معانى است؟
ادّعاى ظهور در كفر به معنى اوّل و دوّم ممكن نيست، بله در ميان سران مخالفين ممكن است كسانى كفر جحودى داشته باشند ولى هر مخالفى را نمىتوان گفت كه كفر جحودى دارد، بنابراين روايات ما در مورد كفر مخالف به تنهايى دلالت بر اين مسأله نمىكند و ما نمىتوانيم اثبات كفر را به معنى خروج از اسلام و نجاست ثابت كنيم.
سلّمنا كه ظهور ضعيفى داشته باشد ولى در مقابل ادلّه آينده نمىتواند بايستد.
دليل قائلين به طهارت مخالفين:
١- سيره ائمّه عليهم السلام و مسلمين:
سيره ائمه و اصحاب ائمه اين بوده كه با هم مخالط بودند و با هم، هم غذا و هم مجلس مىشدند. صاحب جواهر در اينجا كلام محكمى دارد و مىفرمايد:
بل لعلّه (حكم به طهارت) ضرورى المذهب للسيرة القاطعة من ساير (جميع) الفرقة المحقّة فى سائر الاعصار و الامصار و للقطع بمخالطة الائمة المرضيّين عليهم السلام و اصحابهم لهم حتّى لرؤسائهم و مؤسّسى مذهبهم على وجه يقطع بعدكم كونه للتقيّة مع انّ الاصل عدمها. [٣]
امّا اين كه اصل عدم تقيّه است معلوم است چون هر كلامى كه از متكلّم صادر مىشود براى بيان واقعيّت است و تقيّه خلاف اصل است و نياز به قرينه دارد و امّا اين كه مىفرمايند قطع داريم تقيّه نبوده به خاطر اين كه تقيه محدود و مربوط به شرايط خاصّى است و ما مىبينيم ائمّه عليهم السلام در هر جا و در هر شرايط پرهيز نمىكردند چه خودشان و چه اصحابشان.
صاحب جواهر در ادامه كلامش مىفرمايد:
و لذا حكى الاجماع فى كشف اللثام و الرياض على عدم احتراز الائمة و اصحابهم عنهم فى شىء من الازمنه و هو الحجة بعد الاصل بل الاصول فيهم و فيما يلاقيهم (اصالة الطهارة يعنى كل شىء طاهر حتّى تعلم انه نجس كه در خود آنها جارى مىشود و استصحاب طهارت كه در ملاقى جارى مىشود). [٤]
اضف الى ذلك:
مسئله معاشرت با مخالفين در ايّام حج بيش از زمانهاى ديگر است چون شيعيان با مخالفين در جاهاى مختلفى در حج معاشرت داشتند و تا به حال شنيده نشده كه كسى از پيروان اهل بيت به حج مشرّف شوند و از آنها پرهيز كنند، در حالى كه تمام امور به دست آنهاست و احدى از شيعيان در ايّام گذشته از آنها پرهيز نكرده است.
١١٢ ادامه مسئله ٨ ..... ١٧/ ٣/ ٨٢
٢- احاديث باب اسلام و ايمان:
احاديثى در مورد اين كه اسلام و ايمان به چه حاصل مىشود وارد شده است. مرحوم كلينى در اوائل ج ٢ از اصول كافى روايات عديدهاى براى فرق بين اسلام و ايمان ذكر كرده كه از آنها استفاده مىشود اسلام به شهادتين است و در اين صورت ذبائح و نكاح آنها حلال است، كه بعضى ضعيف و بعضى معتبر است ولى در مجموع چون متضافر است نياز به بحث از سند نداريم:
* ... عن سفيان بن السمط قال: سأل رجل أبا عبد اللّه عليه السلام عن الاسلام و الايمان ما الفرق بينهما؟ فلم يجبه ثم سأله فلم يجبه، ثم التقيا فى الطريق و قد أزف من الرجل الرحيل
(نزديك بود كوچ كردن)
فقال له أبو عبد اللّه عليه السلام: كانّه قد أزف منك رحيل؟ فقال: نعم:
[١] آيه ٤، سوره ممتحنه.
[٢] آيه ٨٤، سوره بقره.
[٣] ج ٦، ص ٥٦.
[٤] جواهر، ج ٦، ص ٥٧.