كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٢ - ٤- روايات خاصّه
به معنى گورهخر و ديگرى فِراء جمع فَروْ به معنى پوشش است)
و فى ما صنع فى ارض الاسلام قلت: فان كان فيها غير اهل الاسلام؟
قال: اذا كان الغالب عليها المسلمين فلا بأس
(آيا غالب شيعيان بودند؟ خير اكثريّت با مخالفين بود پس شاهد بحث ماست). [١]
* و عنه عن سعد بن اسماعيل عن أبيه اسماعيل بن عيسى قال:
سألت أبا الحسن عليه السلام عن جلود الفراء يشتريها الرجل فى سوق من اسواق الجبل
(بلاد ايران)
أ يسأل عن ذكاته اذا كان البائع مسلماً غير عارف
(مخالف است)
؟ قال: عليكم انتم أن تسألوا عنه اذا رأيتم المشركين يبيعون ذلك و اذا رأيتم يصلّون فيه فلا تسئلوا عنه. [٢]
از اين روايت هم استفاده مىشود كه مخالفين مسلمانند.
١١٣ ادامه مسئله ٨ ..... ١٨/ ٣/ ٨٢
* ... عن السكونى عن ابى عبد الله عليه السلام انّ امير المؤمنين عليه السلام سئل عن سفرة وجدت فى الطريق مطروحة كثير لحمها و خبزها و جبنها و بيضها و فيها سكّين
(احتمال دارد كه اين را اماره كوچكى بر ذبح اسلامى بدانيم يعنى سفره براى يك فرد مسلمان است)
فقال امير المؤمنين عليه السلام: يقوم ما فيها ثم يؤكل
(از اين حديث معلوم مىشود كه تخمين در اين گونه موارد حجّت است)
لانّه يفسد و ليس له بقاء
(از اين قسمت عامى استفاده مىشود و آن اين كه در تمام لقطههايى كه فاسد شدنى است مىتوان قيمت كرده و مصرف نمود)
فاذا جاء طالبها غرموا له الثمن قيل له: يا امير المؤمنين عليه السلام لا يدرى سفرة مسلم أو سفرة مجوسىّ؟ فقال: هم فى سعة حتّى يعلموا
(جاى برائت نيست بلكه اصل عدم تذكيه است ولى امارهاى به نام «بلد مسلم» داريم كه جلوى اصل عدم تزكيه را مىگيرد). [٣]
روايات ديگرى هم در اين باب وجود دارد كه سه نمونه را ذكر كرديم و حاصل روايات اين است كه يد، سوق و بلاد مسلم و لو غالب آنها از مخالفين هستند حجّت است و وقتى ذبائح آنها حلال شد نكاح آنها هم حلال است و طاهر هستند.
جمع بين روايات:
اگر اين روايات را به روايات سابق كه درباره فرق بين اسلام و ايمان بيان كرديم، ضميمه كرده و مجموع را به سيره ضميمه كنيم، بعد آنها را با رواياتى كه قائل به كفر مخالف بود بسنجيم، به يقين اين دلائل صريحتر است و باعث مىشود كه كفر در روايات سابق را كفر عقيدتى ندانيم و به يكى از معانى ديگر كفر حمل كنيم، پس روايات سابق در مقابل اين ادلّه سهگانه مقاومت نمىكند.
تا اينجا بحث در روايات عامّه بود كه به طور كلّى در خصوص ايمان و كفر صحبت مىكرد.
٤- روايات خاصّه:
روايات متعدّدى داريم كه در مورد نكاح مخالف و بعضى صحيح السند است. كه عموماً در باب ١٠ و ١١ از ابواب نكاح كفّار آمده است.
اين روايات دو طايفه هستند كه اكثراً از ازدواج با مخالف و مخالفه نهى مىكند و بعضى از اين روايات هم مجوّزه است:
طايفه اوّل: رواياتى كه از نكاح مخالف نهى مىكند.
* ... عن غير واحد
(مرسله است ولى چون به معنى چند نفر است بعيد نيست مستفيض باشد)
عن ابان بن عثمان، عن الفضيل بن يسار قال: سألت أبا عبد اللّه عليه السلام عن نكاح الناصب فقال لا و اللّه ما يحلّ قال فضيل: ثم سألته مرّة اخرى فقلت: جعلت فداك ما تقول فى نكاحهم
(به اهل سنت برمىگردد و كنايه از مخالفين است، ضمير به ناصب برنمىگردد چون ناصب مفرد است و ضمير جمع)
قال:
و المرأة عارفة
(شيعه)
؟ قلت: عارفة قال: انّ العارفة لا توضع الا عند عارف
(اين روايت منحصراً ايمان را نسبت به زوج شرط مىكند امّا اين كه آيا در زوجه هم ايمان شرط است يا نه از اين روايت استفاده نمىشود). [٤]
* ... عن زرارة
(روايت معتبر است)
قال: قلت لأبي جعفر عليه السلام:
انّى أخشى ان لا يحلّ لى أن يتزوّج ممّن لم يكن على امرى
(ولايت ندارند از اين تعبير معلوم مىشود كه در ذهن زراره اين بوده كه جايز نيست)
فقال: ما يمنعك من البله
(سراغ افراد سادهلوح برو كه چيز زيادى از ولايت نمىفهمند و موضع خاصى ندارند)
قلت و ما البله قال: هنّ المستضعفات من اللاتى لا ينصبن و لا يعرفن ما انتم عليه
(در اين روايت بحث از زوجه عارفه است و ظاهر در حرمت است). [٥]
* ... عن عبد اللّه بن سنان، عن ابى عبد اللّه عليه السلام فى حديث قال: لا
[١] وسائل، ج ٢، ح ٥، باب ٥٠ از ابواب نجاسات.
[٢] وسائل، ج ٢، ح ٧، باب ٥٠ از ابواب نجاسات.
[٣] وسائل، ج ٢، ح ١١، باب ٥٠ از ابواب نجاسات.
[٤] ح ٥، باب ١٠ از ابواب ما يحرم بالكفر.
[٥] ح ٣، باب ١١ از ابواب ما يحرم بالكفر.