كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥ - ١٠٠ ادامه مسئله ٥
چرا كه عامل عدم پذيرش سلطه و عدم سازش دين است.
٢- سلسلهاى از تنظيمات بين المللى و برنامههاى جهانى به نام حقوق بشر درست شده كه معمول اين برنامهها بر اساس بىدينى است. يك فلسفه حقوق بشر كوبيدن مذاهب و اديان و يكى از اصول آن، آزادى مذاهب است كه از اصول خدشهناپذير بوده و اگر كشورها بخواهند به حقوق بشر بپيوندند، بايد تمام شئونات آن را رعايت كنند. حال اگر اسباب ارتداد زياد شود و از سوى ديگر حقوق بشر به اعدام مرتدّ اعتراض كند كار مشكل مىشود.
ولى اين حكم اسلام بسيار حساب شده است و اگر اين حكم نبود اسلام تا كنون باقى نمىماند.
در جواب اين سؤال لازم است دو مقدّمه را ذكر كنيم:
مقدّمه اوّل: مرتدّ اقسامى دارد:
الف) مرتدّى كه شاكّ در دين شده و مذهب ديگرى نپذيرفته است.
ب) مرتدّى كه از اسلام جدا شده و به دين ديگر داخل شده است.
گاهى شكها آميخته با وسوسه و گاهى شك آميخته با تحقيق است كه اينها مرتدّ نيستند. هر يك از اين دو قسم دو حالت دارند:
حالت اوّل جايى است كه اظهار كرده و تبليغ مىكند و ديگرى جايى است كه اظهار و تبليغ نمىكند؛ مثلًا نماز نمىخواند و روزه نمىگيرد كه چنين مرتدهايى به نظر ما حكم اعدام ندارد ولى مرتدهايى كه تبليغ مىكنند احكام ارتداد و قتل را دارند.
مقدّمه دوّم: در اسلام يك قضيّه تاريخى داريم كه پايه حلّ مشكلات اين بحث است
و آن قضيّهاى است كه در شأن نزول آيه «وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» [١] آمده است.
طايفهاى از اهل كتاب گفتند بياييد صبح مسلمان شده و عصر برگرديم تا سبب تزلزل مسلمين شود.
در شأن نزول اين آيه آمده است كه دوازده نفر از علماى يهود قرار گذاشتند كه صبح مسلمان شوند و شب از اسلام برگردند و وقتى پرسيدند چرا چنين مىكنيد بگويند كه ادّعاى او (پيامبر) كذب است و علائم نبوّت كه در دين ما براى پيامبر آخر الزمان گفته شده در او نيست و با برگشتن ما كه از علماى يهود هستيم مردم هم برمىگردند. خداوند از طريق وحى پرده از روى اين ماجرا برداشت و فرمود كه همه اين كارها مقدّمهاى براى ارتداد مسلمين است.
١٠٠ ادامه مسئله ٥
..... ٢٨/ ٢/ ٨٢
برنامهاى كه آن روز عملى شد منحصر به آن زمان نبود و امروز هم شبيه آن برنامه وجود دارد كه براى متزلزل كردن مسلمين اظهار اسلام مىكنند و بعد برگشته و مسائل اسلامى را به باد استهزاء مىگيرند. نمونه آن كتاب آيات شيطانى است كه در آن مقدّسات را مسخره كردند، اسم آن هم براى تمسخر بود.
نويسنده در اين كتاب داستانى را نقل كرده و مىگويد جزيرهاى بود كه زنان آلودهاى در آن وجود داشت و اسم زنان پيامبر را بر آنان گذاشته و نعوذ بالله قصد دارد به زنان پيامبر نسبت آلودگى دهد.
اسلام جلوى اين برنامهها را گرفته است. امام (ره) قاطعانه در مقابل اين كار ايستاد و ديگران حساب كار خود را كردند كه نمىتوان اين گونه با اسلام بازى كرده و نسل جوان مسلمان را با اين توطئهها گمراه نمود. در داخل كشور هم چنين برنامههايى را پياده كردند، گاهى به ساحت مقدّس امام زمان، گاهى به ديگر ائمه عليهم السلام و گاهى نسبت به دستورات دينى، كه اگر مقاومت مراجع نبود هر روز كتابى در اين زمينه نوشته مىشد كه در اين صورت چيزى از اسلام باقى نمىماند.
زمانى كه كسروى ظهور كرد در حالى كه سابقه طلبگى و قلم قوى داشت، ابتدا به ساحت مقدّس امام صادق عليه السلام جسارت كرد، بعد به قرآن حمله كرد كه آيات ذو القرنين افسانه است. اگر در مقابل او سكوت مىكردند ديگران هم همين برنامه را پيش مىگرفتند و روشن است چه بر سر اسلام مىآمد. پس در واقع اين يك حكم سياسى براى حفظ كيان اسلام است و اين حكم سياسى در برنامههاى ممالك ديگر هم وجود دارد. ما نام اين افراد را مرتدّ گذاشتيم، در شوروى سابق هم كسانى كه از حزب خود برمىگشتند به عنوان مرتدّ حزبى آنها را اعدام مىكردند. در
[١] آيه ٧٢، سوره آل عمران.