كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٢ - بقى هنا شىء مهريه
و هكذا اذا كانا كتابيين فأسلمت الزوجة سواء كان فى دار الحرب او فى دار الاسلام و به قال الشافعى ... دليلنا: اجماع الفرقة و اخبارهم. [١]
آيا ادّعاى اجماع و اخبار براى اين احكامى است كه خوانديم يا احكامى كه بعداً مىآيد؟ خيلى عجيب به نظر مىرسد در نهايه آن چنان فتوى مىدهند و در كتاب خلاف بر خلاف آن فتوى داده و مىفرمايد اجماع الفرقة و اخبارهم، مگر اين كه بگوييم كه اين اجماع براى احكام بعدى است.
ادلّه:
١- روايات:
يكى از ادلّهاى كه بر قول مشهور دلالت دارد رواياتى است كه قبلًا بيان شد كه بعضى مطلق و بعضى خصوص يهود و نصارى را مىگفت، مثل روايت عبد الرحمن بن الحجّاج [٢] كه در مورد يهود و نصارى بود و ما وثنى را به طريق اولويّت از آن استفاده كرديم بنابراين روايات گذشته ما بعضى مطلق و بعضى مقيّد، دلالت بر ما نحن فيه دارد و حتّى مىتوانيم بگوييم اين اخبار گرچه تعدادى از آنها ضعيف بود ولى به عمل مشهور جبران مىشود. شيخ طوسى هم از قول خود برگشته، پس اجماع هم محقّق مىشود بنابراين اخبار گذشته ما، دليل ما در مسأله است.
٢- استصحاب:
بعيد نيست به استصحاب هم قائل شويم به اين بيان كه بگوييم در جايى كه مدخوله نيست بحثى ندارد و آنجايى كه مدخوله است بقاء نوعى زوجيّت را استصحاب مىكنيم و شبيه زوجيّت در عدّه را ثابت مىكنيم.
روايات معارض:
سه روايت داريم كه با صراحت مىگويند در جايى كه شوهر كتابى و زن مسلمان شده بقيا على نكاحهما همان طورى كه در اصل مسأله داشتيم كه مرد مسلمان شده و زن كتابى باشد.
* ... عن جميل بن درّاج عن بعض اصحابنا
(مرسله است)
عن احدهما عليهما السلام انّه قال فى اليهودى و النصرانى و المجوسى
(مجوسى در صف اهل كتاب قرار گرفته)
اذا اسلمت امرأته و لم يسلم قال: هما على نكاحهما و لا يفرّق بينهما و لا يترك أن يخرج بها من دار الاسلام الى الهجرة
(دار الهجرة به مدينه مىگفتند و بايد بر خلاف معمول معنا كنيم و نسخهاى در پاورقى «دار الكفر» دارد). [٣]
سند حديث ضعيف و دلالت صريح است.
* ... عن بعض اصحابه، عن محمّد بن مسلم، عن ابى جعفر عليه السلام قال: انّ اهل الكتاب و جميع من له ذمّة اذا اسلم احد الزوجين فهما على نكاحهما و ليس له أن يخرجها من دار الاسلام الى غيرها و لا يبيت معها و لكنّه يأتيها بالنهار
(كنايه از اين است كه مواقعهاى نباشد) .... [٤]
* ... عن سهل بن زياد
(در سند سهيل بن زياد است كه ضعيف است)
عن محمّد بن عيسى، عن يونس قال: الذي تكون عنده المرأة الذمّية فتسلم امرأته قال: هى امرأته يكون عندها بالنهار و لا يكون عندها بالليل قال: فان اسلم الرجل و لم تسلم المرأة يكون الرجل عندها بالليل و النهار
(با صراحت مىگويد زن اوست). [٥]
اين سه روايت به وضوح دلالت بر ما نحن فيه دارد ولى چند مشكل مهمّ دارد:
١- اين سه روايت ضعيف السند است، دو روايت مرسله و يك روايت هم در سندش سهل بن زياد است كه مشكل دارد، همچنين مشهور از اين روايات اعراض كردهاند.
٢- چنين زنى در فقه نداريم و بىسابقه است، و ما سمعنا بها فى غير هذا المورد.
ان قلت: اين كار براى جلب شوهر به اسلام است.
قلنا: اين كار دو مشكل دارد:
اولًا: در جايى نداريم كه اهل كتاب را اجبار به اسلام كنند، بلكه اهل كتاب اهل ذمّه هستند و در كنار ما زندگى مىكنند.
ثانياً: اين ضرر عظيمى بر زن است، چرا كه شوهر ازدواج مىكند ولى زن كارى جز صبر نمىتواند بكند و امكان دارد از اسلام برگردد، بنابراين به نظر مىرسد اين حكم نامعقول است، پس اين احاديث را كنار مىگذاريم و يا مىگوييم براى مدّت عدّه است.
٩٨ ادامه مسئله ٤ ..... ٢٤/ ٢/ ٨٢
بقى هنا شىء: مهريه
اگر دخول حاصل شد كه بحثى ندارد و بايد مهريه را بدهد
[١] كتاب النكاح، ج ٤، ص ٣٢٥، مسئله ١٠٥.
[٢] ح ٦، باب ٩ از ابواب ما يحرم بالكفر.
[٣] ح ١، باب ٩ از ابواب ما يحرم بالكفر.
[٤] ح ٥، باب ٩ از ابواب ما يحرم بالكفر.
[٥] ح ٨، باب ٩ از ابواب ما يحرم بالكفر.