كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧ - ٢- حكم مجوس در نكاح، طهارت، جزيه، ديه و ساير جزئيات
اين دو روايت از ابى يحيى است ولى يكى از پيامبر صلى الله عليه و آله و يكى از امام صادق عليه السلام نقل شده است.
* ... عن الاصبغ بن نباتة، ان عليّاً عليه السلام قال على المنبر: سلونى قبل أن تفقدونى فقام اليه اشعث فقال: يا امير المؤمنين كيف يؤخذ الجزية من المجوس و لم ينزل عليهم كتاب و لم يبعث اليهم نبىّ؟ فقال بلى يا أشعث قد انزل اللّه اليهم كتاباً و بعث اليهم نبيّاً الحديث
(مطلق مىفرمايد كه اينها اهل كتاب هستند و فقط در مورد جزيه نيست). [١]
سند اين روايات هر چند ضعيف است ولى معمول بهاى اصحاب است. مرحوم مجلسى اوّل، صاحب روضة المتقين مىفرمايد:
و الأخبار فى امر المجوس كثيرة لا تخلو من ضعف و لكن عمل الاصحاب عليها. [٢]
پس روايات متضافر است و تعداد از آنها صحيحه و بقيه هم معمول بهاى اصحاب است.
* ... عن على بن على بن دعبل اخى دعبل بن على
(برادر دعبل معروف)
عن على بن موسى الرضا، عن أبيه عن آبائه، عن على بن الحسين انّ رسول الله صلى الله عليه و آله قال: سُنّوا بهم سنّة اهل الكتاب يعنى المجوس
(با مجوس معامله اهل كتاب كنيد). [٣]
اين روايت «سنّوا بهم» را عامّه هم نقل كردهاند. همان گونه كه سابقاً بيان شد ابن قدامه در مغنى اصرار داشت كه اين روايت در مورد جزيه است در حالى كه وقتى به كتب اهل سنّت نگاه كنيم مىبينيم كه اين روايت را به صورت يك روايت مطلق از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكنند به عنوان مثال در كتاب فتح البارى فى شرح صحيح البخارى [٤] آمده است كه روايت مطلق است و مقيد به جزيه نيست، همچنين ابن رشد در كتاب بداية المجتهد [٥] به اين حديث استدلال كرده و مىگويد حديث مطلق است. موطّأ مالك [٦] هم مىگويد كه روايت مطلق است و مقيّد به جزيه نيست.
فقهاى اهل سنّت به اين حديث دو اشكال دارند:
اشكال اوّل: حديث دلالت دارد كه اينها اهل كتاب چون مىفرمايد: «سنّوا بهم».
اشكال دوّم: محدود به جزيه است و ساير احكام را شامل نمىشود.
جواب: هر دو اشكال بىاساس است.
جواب از اشكال اوّل: نظر اهل مدينه اهل كتاب فقط يهود و نصارى بودند (اهل كتاب منصرف به اين دو گروه بود) و آنها اسمى از اهل كتاب بودن مجوس نشنيده بودند و مجوس به عنوان اهل كتاب ناشناخته بودند و لذا پيامبر چنين مىفرمايد.
جواب اشكال دوّم: سلّمنا كه اينها اهل كتاب نبودند ولى «سنّوا بهم» مطلق است يعنى تمام احكام اهل كتاب را دارند و مقيّد كردن به جزيه وجهى ندارد و اگر نامه اهل مكّه را ملاك قرار دهند جواب آن اين است كه سؤال از مورد خاصّى (جزيه) بوده است.
پس تصور ما اين است كه آنها اشتباه كردهاند و لعل اهل سنّت با ايرانىها يك خورده حسابى داشتهاند و تعصّب باطنى آنها روى اين حكم اثر گذاشته و مىخواستند آنها را جزء بتپرستان كرده و به اين صورت انتقامى بگيرند!
٨٨ ادامه مسئله ١ ..... ٢٤/ ١/ ٨٢
٢- حكم مجوس در نكاح، طهارت، جزيه، ديه و ساير جزئيات:
در مورد احكام مجوس دو بحث داشتيم يكى در مورد اهل كتاب بودن آنها است كه آن را شرح داديم و امّا بحث ديگر در مورد جزئيّات احكام آنها است.
رواياتى داريم كه در موارد خاصّى وارد شده است مثلًا در باب جزيه يا ديات يا طهارت و نجاست. از اين روايات استفاده مىشود كه مجوس مانند ساير اهل كتاب هستند و احكام اهل كتاب را دارند ما وارد بحث از اين روايات نمىشويم، زيرا به جهت گستردگى بحث بايد هر يك در جاى خودش مورد بررسى قرار گيرد و فقط به موارد آن اشاره مىكنيم.
١- باب جهاد عدو كه در مورد خصوص جزيه بحث مىكند.
٢- باب ١٣ از ابواب ديات نفس وسائل كه حدود هفت روايت دارد.
[١] وسائل، ج ١١، ح ٧، باب ٤٩ از ابواب جهاد العدو.
[٢] ج ٣، ص ١٥٧.
[٣] وسائل، ج ١١، ح ٩، باب ٤٩ از ابواب جهاد العدو.
[٤] ج ٦، ص ١٨٦.
[٥] ج ١، ص ٣٦٤.
[٦] ج ١، ص ٢٧٨.