كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦ - ١- آيا مجوس اهل كتاب هستند؟
بعضى معتقدند كه «زرتشت» يك شخصيت خيالى و وهمى است و اصلًا وجود خارجى نداشته و خيالبافان چنين وجودى را ساختهاند كما اين كه اين گونه شخصيتهاى ساختگى تاريخى كم نداريم، و دليل آن اين است كه محلّ و تاريخ تولّدش معلوم نيست. بعضى تاريخ تولّد او را يازده قرن قبل از ميلاد مسيح و بعضى آن را پنج قرن قبل از ميلاد مسيح ذكر كردهاند (٦ قرن اختلاف!) در مكان تولد او هم اختلاف شده است. پس اصل وجود چنين كسى از نظر تاريخى محلّ بحث است.
احكام ما بر محور «مجوس» دور مىزند و اصرارى نداريم كه مجوس همان زرتشتىها باشند، آن چه كه براى ما در روايات مطرح است مجوسى است كه به دو مبدأ قائلند و به آتش احترام مىگذارند، زرتشتى باشند يا نه.
نكته پنجم: در مورد كتاب مجوس هم اختلاف است،
آيا اسم كتاب آنها «اوستا» بوده يا «جاماسب» [١] يا «جاماس» يا كتابهاى متعدّدى داشتهاند.
بعضى معتقدند جاماسب اسم شخصى از بزرگان مجوس است و احتمالًا داماد زرتشت بوده و كتابى به نام «جاماسبنامه» نوشته كه به مروز زمان لفظ نامه از آخر آن افتاده و به آن جاماسب گفتند.
احكام مجوس:
در اينجا دو بحث داريم:
١- به طور كلى آيا مجوس اهل كتاب هستند؟
٢- از نظر نكاح، طهارت و نجاست حدود، ديات و ... حكم آنها چگونه است؟
١- آيا مجوس اهل كتاب هستند؟
احاديث زيادى داريم كه مىگويد اينها اهل كتاب هستند در بعضى از احاديث هم داريم كه با اينها معامله اهل كتاب كنيد، بعضى از اين تعبير استفاده مىكنند كه اينها اهل كتاب نيستند كه از اين جهات براى ما فرقى نمىكند عمده احاديث در كتاب وسائل، جلد ١١، باب جهاد العدوّ آمده است:
* ... عن زرارة
(روايت از نظر سند معتبر است)
قال: سألته
(مضمره است ولى مضمره شخصى مثل زراره مشكلى ندارد)
عن المجوس ما حدّهم؟ فقال: هم من اهل الكتاب و مجراهم مجرى اليهود و النصارى فى الحدود و الديات. [٢]
«ما حدّهم» دو احتمال دارد:
الف) به اين معنى باشد كه منزلت اجتماعى آنها چيست؟
ب) به اين معنى باشد كه حدود آنها چه حكمى دارد، كه از اين جهت فرقى براى ما ندارد.
آيا «فى الحدود و الديات» تعبير «هم اهل الكتاب» را محدود كرده و قيد مىزند يا بيان مثال است؟
چون نظر سائل به حدود و ديات بوده احتمالًا امام مىفرمايد در حدود و ديات مانند اهل كتاب هستند.
* ... عن ابى يحيى الواسطى
(مجهول الحال)
عن بعض اصحابنا
(مرسله)
قال: سأل أبو عبد الله عليه السلام عن المجوس أ كان لهم نبىّ؟ فقال:
نعم أما بلغك كتاب رسول الله صلى الله عليه و آله الى اهل مكّة
(پيامبر صلى الله عليه و آله به اهل مكه نامه نوشتند كه شما بايد يا مسلمان شويد يا جنگ كنيد، در جواب گفتند كه به ما اجازه بدهيد بت بپرستيم و جزيه دهيم، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود من از غير اهل كتاب جزيه نمىگيرم. آنها نامه نوشتند كه چرا از مجوس جزيه مىگيريد)
فكتب اليهم رسول الله عليه السلام انّ المجوس كان لهم نبىّ فقتلوه و كتاب احرقوه اتاهم نبيّهم بكتابهم فى اثنى عشر الف جلد ثور. [٣]
ذيل حديث مسئله عجيبى را مطرح مىكند چون در تمام مدينه در آن زمان دوازده هزار رأس گاو پيدا نمىشد و دوازده هزار پوست گاو اگر به صورت صفحه درآيد در حدود ششصد هزار صفحه مىشود كه باور كردنى نيست و احتمالًا منظور اين است كه كاغذش از پوست گاو بوده يعنى دوازده هزار صفحه از جلد ثور بوده است، كه در آن زمان صفحهها كوچك و كلمات درشت نوشته مىشد، و احتمال دارد كه بگوييم «الف» زيادى است. پس اين ذيل اين مشكل را دارد.
اين روايت نشان مىدهد كه فقط مسئله، جزيه نيست و لو سؤال اهل مكّه از جزيه بوده، چون جواب عام است و مىفرمايد آنها اهل كتاب هستند.
حديث ديگرى از أبو يحيى واسطى داريم كه مشكل ارسال سند ندارد:
* ... عن ابى يحيى الواسطى قال: سئل أبو عبد اللّه عليه السلام عن المجوس فقال: كان لهم نبى قتلوه و كتاب أحرقوه، اتاهم نبيّهم بكتابهم فى اثنى عشر الف جلد ثور، و كان يقال له جاماست
(اسم كتاب آنها). [٤]
[١] «جاماسب» را به صورت جاماسف و «جاماست» نيز آوردهاند.
[٢] وسائل، ج ١٩، ح ١١، باب ١٣ از ابواب ديات نفس.
[٣] وسائل، ج ١١، ح ١، باب ٤٩ از ابواب جهاد العدوّ.
[٤] وسائل، ج ١١، ح ٣، باب ٤٩ از ابواب جهاد العدو.