كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - الامر الثالث چرا متعه اجازه داده شده است؟ چرا بدون حد متعدّد است؟
ازدواج دائم را ندارد) عقدى لازم است كه اين مشكلات را نداشته باشد، قانونگذار نمىتواند اينها را ناديده بگيرد. امروزه جوانان اهل سنّت به اين قانون تمايل پيدا مىكنند. پس براى حل مشكلات اجتماعى اين قانون را قرار دادهاند متأسفانه عده زيادى از اين قانون سوء استفاده كرده و چهره آن را خراب كردهاند به گونهاى كه بعضى حاضر به فحشاء هستند ولى حاضر به نكاح موقّت نيستند.
رواياتى [١] داريم كه در آن مىفرمايند شما كه نياز نداريد سراغ متعه نرويد، از اين دو حديث استفاده مىشود كه متعه در اصل براى حلّ مشكلات اجتماعى است پس احياى اين سنت اسلامى درست است ولى بايد قيد و شرطهايى براى آن بگذارند تا سوء استفاده نشود.
٦٨ ادامه مسئله ١٠ ..... ١٦/ ١١/ ٨١
سؤال: چرا حصرى كه در نكاح دائم وجود دارد در متعه نيست؟
جواب: يكى از مهمترين مشكلات نكاح دائم متعدّد، عدالت است، همان گونه كه گفته شد كمتر كسى مىتواند آن را رعايت كند، ولى در متعه مسئله عدالت مطرح نيست زيرا نه نفقه دارد و نه قَسم، و تبعاً سبب مىشود كه حصرى كه در آنجا بود در اينجا نباشد.
همان گونه كه قبلًا بيان شد قوانين اسلام براى هوس بازى نيست، بلكه براى ملاحظه ضرورتهاى فردى و اجتماعى است، چون هميشه كسانى هستند كه به دلائل مختلف قادر بر عقد دائم نيستند حال امر آنها دائر است بين عقد منقطع و فحشاء، و مسلماً عقد منقطع عاقلانهتر است مخصوصاً در زمان ما كه سن ازدواج (به دلائل مختلف) بالا رفته است حال در اين مدّت نيز امر دائر است بين اين كه جوانان به فحشاء آلوده شوند يا از ازدواج موقّت استفاده كنند.
بعضى مىگويند خارجىها اين مسائل جوانها را حل كردهاند و به جوانها اجازه مىدهند كه آزادانه با هم ارتباط داشته باشند، آيا اين حل كردن مشكل است يا غرق شدن در فحشاء است؟! در انگلستان بر اساس آمار از هر ده نفر يك نفر حرام زاده است، در بعضى از كشورها هم ممنوع است كه اسم پدر را در شناسنامه بنويسند، بلكه اسم مادر را مىنويسند چون خيلى از آنها اسمشان معلوم نيست.
اخيراً علماء اهل سنّت هم كه نكاح متعه را قبول ندارند نكاحى در بين خودشان درست كردهاند كه همان شرايط نكاح متعه را دارد. ولى مع الاسف سوء استفاده و عدم كاربرد صحيح، اين مسأله را خراب كرده است به گونهاى كه دفاع از آن مشكل شده است. بايد اين سنّت احيا شود ولى نه به صورت بىبندوبار بلكه با قوانين و شرايط خاصّ خودش.
در اينجا سه روايت بيان مىكنيم كه دلالت مىكند بر اين كه متعه بدون قيد و شرط نيست بلكه به موارد خاص منحصر است:
* ... عن على بن يقطين
(حديث معتبر است)
قال: سألت ابا الحسن عليه السلام
(موسى بن جعفر)
عن المتعة فقال: ما أنت و ذاك
(تو را با متعه چه كار)
قد اغناك اللّه عنها فقلت: انّما اردت أن أعلمها فقال:
هى فى كتاب على عليه السلام فقلت: نزيدها و نزداد؟ قال و هل يطيبه الّا ذاك. [٢]
ضمير «نزيدها» به متعه برمىگردد و تصور ما اين است كه منظور از «نزيدها و نزداد؟» اين است كه ما براى افزايش جمعيّت آيا متعه را افزايش دهيم امام در جواب فرمودند آيا فايدهاى غير از اين دارد. ولى اين روايت را وسائل از كافى نقل كرده است و در آنجا «تزيدها و نزداد» آمده است يعنى تزيد الزوجة فى المدّة و نزداد فى المهر و الاجرة. «يطيبه» به معنى مفيد و هدفدار كردن است.
چرا حضرت نمىگويد حلال است؟ براى اين كه دهان مخالف را از دو جهت ببندد:
اوّلًا: اگر مخالفين على عليه السلام را خليفه بلافصل نمىدانستند، حدّ اقل صحابى بوده و آنها هم قول صحابى را حجّت مىدانند.
ثانياً: على عليه السلام در سفر و حضر در كنار حضرت رسول صلى الله عليه و آله بوده است پس قول او حجّت است.
* ... عن الفتح بن يزيد
(فتح بن يزيد جرجانى مجهول الحال است)
قال: سألت أبا الحسن عليه السلام عن المتعة فقال: هى حلال مباح مطلق لمن لم يغنه اللّه بالتزويج
(مفهومش اين است كه براى غير اينها مباح نيست ولى چون جواز آن اجماعى است نمىتوانيم بگوييم حرام است و مىگوييم مكروه است)
فليستعفف بالمتعة
(آلوده به زنا نشود و سراغ متعه برود)
فان استغنى عنها بالتزويج
[١] ح ١ و ٢ و ٤ باب ٥ از ابواب متعه.
[٢] ح ١، باب ٥ از ابواب متعه.