اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠ - تفسير و جمع بندى
كار صحيحى نيست؛ زيرا خداوند حكيم كارى برخلاف حكمت انجام نمىدهد؛ بنابر اين در برابر آن نبايد عجله كرد.
اين كه قرآن مجيد در آيه فوق مىگويد: «انسان در عجله و شتاب آفريده شده است».
اشاره به انسانهايى است كه تحت تربيتهاى الهى قرار نگرفتهاند و به تعبير ديگر، طبع انسان نخستين است و فلسفه آن حركت سريع به سوى خواستهها و نيازهاست، شبيه چيزى كه در آيه ١٩ سوره معارج آمده است «انّ الانسانَ خُلِقَ هَلُوعاً؛ به يقين انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است».
لذا در بعضى از آياتى كه اشاره به عجول بودن انسان شده، قبل از آن، سخن از هدايت انسان به ميان آمده است؛ مانند آيه ١١ سوره اسراء كه به زودى به آن اشاره خواهيم كرد.
اين ويژگى انسان (عجول بودن) مانند هواى نفس و تمايلات درونى، نيروى سازندهاى است كه اگر تعديل شود، در مسير سعادت انسان قرار خواهد گرفت كه در اين صورت از حالت ويرانگرى خارج مىشود؛ درست شبيه سيلابى است كه از دامنه كوه سرازير مىشود، گرچه ظاهرش ويرانگر است، اما اگر به وسيله سدها مهار شود، سرچشمه عمران و آبادى و روشنايى مىگردد.
در ششمين آيه مورد بحث، همان محتواى آيه قبل ديده مىشود، با اين تفاوت كه در اين آيه به يكى از پيامدهاى سوء «عجله و شتاب» نيز اشاره مىكند: «انسان (بر اثر شتابزدگى) به سراغ بديها مىرود، آن گونه كه نيكىها را مىطلبد و انسان همواره «عجول» بوده است؛ وَ يَدَعُ الانسانُ بِالشَّرِّ دُعَائَهُ بِالخَيرِ وَ كانَ الانسانُ عَجُولًا». [١]
باز در اينجا واژه انسان، اشاره به طبيعت نخستين انسانهاست، هم در آغاز آيه و هم در پايان آيه كه لفظ انسان در آن تكرار شده است.
«دعا» در اين آيه به معنى طلب كردن و خواستن است؛ خواه با زبان باشد و يا در عمل و از آن جا كه عجول بودن انسان و شتابزدگى او براى كسب منافع بيشتر، گاه سبب
[١]-/ اسراء، ١١