اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢ - اسباب و انگيزههاى طول امل
حَتَّى اضْحَكَتْنِى: مُؤَمِّلُ الدُّنْيَا وَ الْمَوْتُ يَطْلِبُهُ، وَ غَافِلٌ لَيْسَ بَمَغْفُولٍ عَنْهُ، وَ ضَاحِكٌ مُلِئَ فِيهِ لَايَدْرِى اسَاخِطٌ رَبُّ الْعَالَمِينَ عَلَيْهِ امْ رَاضٍ عَنْهُ؛ سه كس مرا در شگفتى فرو برده تا آنجا كه به خنده واداشته است: كسى كه دنيا را آرزو مىكند در حالى كه مرگ در پى اوست و كسى كه از اجل خويش غافل است در حالى كه اجل از او غافل نيست و كسى كه با تمام وجودش مىخندد در حالى كه نمىداند پروردگار جهانيان از او راضى است يا نه»؟ [١]
در روايات اسلامى نيز اشارههاى روشنى به اين معنى شده است، مولاى متّقيان على عليه السلام مىفرمايد: «مَنْ ايْقَنَ انَّهُ يُفَارِقُ الْاحْبَابَ وَ يَسْكُنُ التُّرَابَ وَ يُوَاجِهُ الْحِسَابَ وَ يَسْتَغْنِى عَمَّا خَلَّفَ، وَ يَفْتَقِرُ الَى مَا قَدَّمَ كَانَ حَرِيّاً بِقَصْرِ الْامَلِ وَ طُولِ الْعَمَلِ؛ كسى كه يقين دارد (به زودى) از دوستان جدا مىشود و در زير خاك مسكن مىگزيند و با حساب الهى روبهروست و از آنچه بر جاى گذاشته بى نياز مىگردد و به آنچه از پيش فرستاده محتاج مىشود، سزاوار است كه آرزو را كوتاه و اعمال صالح را طولانى كند»! [٢]
در حديث ديگرى از همان حضرت مىخوانيم: «اتَّقُوا خِدَاعَ الْامَالِ، فَكَمْ مِنْ مُؤَمِّلِ يَوْمٍ لَمْ يُدْرِكْهُ، وَ بَانِى بَنَاءٍ لَمْ يَسْكُنْهُ، وَ جَامِعِ مَالٍ لَمْ يَأْكُلْهُ؛ از فريب آرزوها بپرهيزيد، چه بسيار كسانى كه آرزو داشتند روزى را (در آغوش ناز و نعمت) بگذرانند و هرگز به آن نرسيدند، چه بسيار كسانى كه خانه و قصرى ساختند ولى هرگز در آن ساكن نشدند و چه بسيار كسانى كه اموال زيادى اندوختند ولى هرگز از آن نخوردند»! [٣]
گاه جهل به آخرت و نعمتهاى بى پايان آن سراى جاويدان كه يك لحظه نگاه كردن به آنها به تمام دنيا مىارزد، سبب مىشود كه انسان به آرزوهاى دراز در اين جهان كشيده شود، حتّى گاه مىشود بى خبرى از لذّت زهد در دنيا و آزادگى از چنگال اسارت زرق و برق آن، انسان را به وادى طول امل مىكشاند!
در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم: «اسْتَجْلِبْ حَلَاوَةَ الزِّهَادَةِ بِقَصْرِ الْامَلِ؛ شيرينى زهد را با كوتاهى آرزوها به دست آر»! [٤]
و گاه مىشود انسان قدرت خدا را فراموش مىكند و يا نسبت به آن جاهل و بى خبر است و نمىداند خدايى كه از لحظه انعقاد نطفه در رحم مادر پيوسته به او روزى داده
[١]-/ المحجّة البيضاء، جلد ٨، صفحه ٢٤٦
[٢]-/ بحارالانوار، جلد ٧٠، صفحه ١٦٧
[٣]-/ تصنيف غررالحكم، صفحه ٣١٣
[٤]-/ تحف العقول، صفحه ٢٠٧