اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٧ - «غفلت» در اخبار اسلامى
درمان دردهاى «غفلت» شمرده شده است؛ همان گونه كه در خطبه ١٠٨ نهج البلاغه در بيان اوصاف پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است: «مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوَاطِنَ الْحَيْرَةِ؛ او طبيبى است كه داروهاى خود را براى درمان موارد «غفلت» آماده ساخته و به دنبال بيمارانش مىگردد». [١]
٩- در حديث ديگرى از همان بزرگوار در مورد آثار زيانبار غفلت چنين نقل شده است: «بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْمَوْعِظَهِ حِجَابٌ مِنَ الْغَفْلَةِ وَ الغَرَّةِ؛ حجاب غفلت و غرور، مانع از آن مىشود كه مواعظ و اندرزها در شما اثر كند». [٢]
١٠- در روايات اسلامى در حالات «عيسى بن مريم» عليه السلام آمده است: «از كنار قريهاى عبور كرد كه همگى به غضب الهى نابود شده بودند. يكى از آنها را زنده كرد و از او سؤال نمود:
اعمال شما چگونه بود كه چنين بلايى دامنتان را گرفت. در پاسخ گفت: پرستش بت، محبت دنيا، ترس كم، آرزوى دراز و غفلت آميخته با لهو و لعب». [٣]
١١- امير مؤمنان عليه السلام درباره جنبه اجتماعى غفلت فرمودهاند: «مِنْ دَلائِلِ الدُّولَةِ قِلَّةُ الْغَفْلَةِ؛ از دلايل پيشرفت دولتها (يا پيشرفت در امور زندگى مادى و معنوى) كمى غفلت است». [٤]
آرى! «غفلت» و بى توجّهى در امور اجتماعى، ضايعه عظيمى به دنبال دارد.
١٢- اين بحث را با حديثى از امام اميرمؤمنان عليه السلام پايان مىدهيم كه مردم را با بيان رساى خويش مخاطب ساخته و مىفرمايند: «اتَّقِ ايُّهَا السَّامِعُ مِنْ سَكْرَتِكَ وَ اسْتَيْقِظْ مِنْ غَفْلَتِكَ، وَ اخْتَصِرْ مِنْ عَجَلَتِكَ؛ اى شنونده! از مستى (مال و قدرت و مقام و نعمت) بپرهيز و از خواب غفلت بيدار شو و از شتابزدگى بكاه». [٥]
طبق بيان مولاى متقيان على عليه السلام عامل بدبختى انسان، سه چيز است: مستى شهوت، غفلت از واقعيتها و شتابزدگى در كارها و امام نيز در اين بيان كوتاه، هشدار مىدهد تا شنوندگانش (از هر گروه و هر جمعيت) از اين سه امر بپرهيزند تا خوشبخت شوند و اهل نجات گردند.
[١]-/ نهج البلاغه، خطبه ١٠٨ و ٥
[٢]-/ شرح فارسى غررالحكم، جلد ٧، صفحه ٢٩٦
[٣]-/ سفينة البحار، ماده غفل
[٤]-/ شرح فارسى غررالحكم، جلد ٧، صفحه ٢٩٦
[٥]-/ همان مدرك، جلد ٧، صفحه ٢٩٦