اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣ - تغافل در بيان معصومين عليه السلام
خوش باورى است، بگو: خوش باورى او به نفع شماست، او ايمان به خدا دارد و مؤمنان را تصديق مىكند و رحمت است براى كسانى از شما كه ايمان آوردهاند».
مسلّم است كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با آن هوش و كياست و درايت كه دوست و دشمن به آن معترفند، آدم ساده انديش و خوش باور نبوده است، بلكه در بسيارى از موارد وظيفه خود را «تغافل» مىديد. اين «تغافل» مايه رحمت براى همه مؤمنان محسوب مىشد.
تغافل در بيان معصومين عليه السلام
١- در حديث معروفى كه هم از امام سجّاد عليه السلام و هم از امام باقر عليه السلام و هم از امام صادق عليه السلام نقل شده است، پيرامون «تغافل» چنين مىفرمايند: «صَلاحُ حالِ التَّعايُشِ و التَّعَاشُرِ مِلْأُ مِكْيَالٍ ثُلْثاهُ فِطَنَةٌ وَ ثُلْثُهُ تَغَافُلٌ؛ مصلحت همزيستى سالم و معاشرت با مردم در پيمانهاى است كه دوسوم آن هوشيارى و يك سوم آن تغافل باشد». [١]
اين روايت، در واقع ضمن تأكيد بر تغافل مثبت، از تغافل منفى بر حذر مىدارد. ابتدا تأكيد به هوشيارى و بيدارى و ترك «غفلت» مىكند و سهم آن را دوسوّم مىداند و مفهوم آن اين است كه انسان نبايد از مسائل مهم زندگى بى خبر بماند؛ بلكه بايد با كمال دقّت، مراقب آنچه كه خير و صلاح او در آن است، باشد. از سوى ديگر نسبت به امورى كه لازم است مورد بى اعتنايى و بى توجهى قرار گيرد، دستور به «تغافل» مىدهد؛ مانند فكر و دقت در مسايل جزئى زندگى كه اهمّيّت چندانى ندارند، انسان را از تفكّر در امور مهم باز مىدارد و همچنين مخفى كردن عيوب پنهانى ديگران در مواردى كه مصلحت ايجاب مىكند، كار پسنديدهاى است.
٢- امير مؤمنان على عليه السلام در اين رابطه مىفرمايند: «مِنْ اشْرَفِ اعمالِ الْكَريمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا يَعْلَمُ؛ يكى از باارزشترين كارهاى كريمان، «تغافل» از چيزهايى است كه از آن آگاهند» [٢]
[١]-/ تحف العقول، صفحه ٢٦٤. (آنچه در بالا آمد، متن حديثى است كه از امام صادق عليه السلام نقل شده است و از دو امام ديگر نيز شبيه آن نقل شده است).
[٢]-/ نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٢٢٢