اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩ - ٧- نصح و خيرخواهى
مىكنم و من خيرخواه امينى براى شما هستم». [١]
همين معنى درباره حضرت صالح (اعراف، ٧٩) و حضرت شعيب (اعراف، ٩٣) وارد شده است.
بديهى است خيرخواهى منحصر به اين چهار بزرگوار نبوده بلكه همه انبياى الهى و اوليا معصومين اين ويژگى را داشتند و پيروان راستين آنان نيز بايد خيرخواه ديگران باشند، نه حسود باشند و نه بخيل.
در حديث پر معنايى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه درباره مردى از طايفه انصار شهادت داد كه او از اهل بهشت است، هنگامى كه درباره زندگى اين مرد بهشتى تحقيق كردند عبادت زيادى در او مشاهده نكردند، بلكه ديدند شب هنگام كه به بستر استراحت مىرود ياد خدا مىكند و سپس به خواب مىرود تا موقع نماز صبح، مشاهده اين وضع موجب سؤال از خودش شد، او در جواب گفت: «مَا هُوَ الّا مَا تَرَوْنَ غَيْرَ انِّى لَااجِدُ عَلَى احَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ فِى نَفْسِى غِشّاً وَ لَاحَسَداً عَلَى خَيْرٍ اعْطَاهُ اللَّهُ ايَّاهُ؛ وضع من همان است كه ديديد، ولى من نسبت به هيچ كس از مسلمانان كه خدا نعمتى به او بخشيده در دل خود نه خيانتى مىبينم و نه حسدى (بلكه من خيرخواه همه هستم و از نعمتهاى آنها خوشحالم)»! [٢]
در حديث ديگرى آمده است كه پيامبر اكرم فرمود: «انَّ اعْظَمَ النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَاللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ امْشَاهُمْ فِى ارْضِهِ بِالنَّصِيحَةِ لِخَلْقِهِ؛ بلند مقامترين مردم در پيشگاه خداوند در قيامت كسى است كه از همه بيشتر تلاش در خيرخواهى مردم كرده است». [٣]
در روايت ديگرى از همان حضرت صلى الله عليه و آله ميزان و معيارى براى خيرخواهى بيان شده و آن اين است كه از منافع ديگران به اندازه منافع خويش دفاع كند فرمود: «لَيَنْصَحُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ اخَاهُ كَنَصِيحَتِهِ لِنَفْسِهِ؛ بايد هر كدام از شما نسبت به برادر مؤمن خود خيرخواه باشد به همان اندازه كه نسبت به خويش خيرخواه است»! [٤]
واژه «نصح» و «نصيحت» گر چه در زبان روزمرّه فارسى ما معمولًا به معنى اندرز به كار مىرود ولى در لغت عرب چنين نيست، بلكه مفهوم وسيع و گستردهاى دارد.
«راغب» در كتاب «مفردات» مىگويد: «نصح و نصيحت» هر كار و هر سخنى است كه
[١]-/ همان، ٦٨
[٢]-/ محجّة البيضاء، جلد ٥، صفحه ٣٢٥
[٣]-/ اصول كافى، صفحه ٢٨، حديث ٥ و ٤
[٤]-/ همان مدرك