اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥ - ه- غفلت و هلاكت انسان
٤- راههاى زدودن غفلت
«غفلت» از بيماريهاى خطرناك اخلاقى است و براى درمان آن بايد از اصول كلّى حاكم بر اين مباحث استفاده كرد.
نخست اين كه: به عواقب و پيامدهاى «غفلت» بينديشيم و آنچه را كه در بحثهاى گذشته، مخصوصاً رواياتى كه در اين باب ذكر شد، مورد توجّه قرار دهيم، كه تأثير به سزايى در زدودن آثار «غفلت» و بازگشت به «يقظه» و بيدارى دارد؛ مثلًا، براى ترك اعتياد به مواد مخدّر يا جلوگيرى از ابتلا به آن، به اشخاصى اشاره مىكنيم كه به خاطر آن، به روز سياه افتاده و آثار مرگبار آن، روح و جسم و پيوندهاى خانوادگى و اجتماعيشان را نابود ساخته است تا از اين طريق ساير مبتلايان، بيدار شوند و راه بازگشت را پيش گيرند و غير مبتلايان نيز به هوش باشند و در دام آن گرفتار نشوند. همچنين بايد به سراغ ريشهها رفت؛ زيرا تا ريشههاى يك بيمارى قطع نشود، درمان آن امكان ندارد.
در بحثهاى گذشته ريشههاى «غفلت» را مشروحاً ذكر كرديم كه نياز به تكرار نيست. علاوه بر مطالب گذشته، امور ذيل نيز براى زدودن اثرات زيانبار «غفلت» از وجود انسان بسيار مفيد و اثربخش است:
١- عبرت از تاريخ
بايد تاريخ را با دقت بررسى كرد. ايوان مدائنها كه آينه عبرتند، كاخ كسراها كه ويرانههايش با زبان بىزبانى با ما سخن مىگويند و اهرام مصر كه از فراعنه و سرنوشت آنها خبر مىدهد و خلاصه اين كه بايد در جاى جاى اين جهان، از آثار باقىمانده پيشينيان ديدن كنيم و درس عبرت بگيريم.
قبور درهم شكسته نيرومندان ديروز و اسيران خاك امروز و يا پيرمردان و پيرزنانى را در نظر بگيريم كه نه قدرت راه رفتن دارند و نه توان نشستن و نه حوصله سخن گفتن و به ياد آوريم كه همه اينها روزى جوان و نيرومند و با نشاط بودند؛ اما گذشت روزگار آنان را به چنين سرنوشتى گرفتار ساخته است و بدانيم كه ما هم، همين راه را در پيش داريم.
به يقين هر چه درباره اين موضوعات و تحوّل روزگار و جابجا شدن حكومتها و