اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧ - عجله و شتاب در روايات اسلامى
است، همان خويى كه انسان را در زندگى ناكام مىسازد، فرصتها را از دست او مىگيرد، لغزش او زياد مىگردد، پشيمان مىشود و به هلاكت مىافتد؛ در صورتى كه نقطه مقابل آن؛ يعنى، تأنّى و خويشتن دارى سبب كاميابى و پيروزى و بهره بردارى هرچند بيشتر از فرصتهاست.
چند نكته مهم
١- مفهوم عجله و شتابزدگى
عجله و شتابزدگى به عنوان يك خوى زشت و ناپسند كه در اعمال انسان به صورتهاى گوناگون آشكار مىشود، به اين معنى است كه انسان، پيش از فراهم شدن مقدمات انجام كار، اقدام به انجام آن كند، كارى كه نتيجه آن چيزى جز شكست يا انجام ناقص نخواهد بود.
اين بدان مىماند كه انسان ميوه را پيش از رسيدن و قابل استفاده شدن از درخت بچيند؛ كارى كه نتيجهاش ضايع شدن ميوه يا كم شدن فايده آن است. يا اين كه قبل از آمادگى زمين، بذرافشانى كند كه نتيجهاش نابودى بذر يا كاهش محصول خواهد بود.
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايند: «وَ مُجْتَنِى الثَّمَرةِ لِغَيرِ وَقتِ ايناعِهَا كَالزّارعِ لِغَيرِ ارْضِهِ؛ كسى كه ميوه را پيش از رسيدن بچيند، همچون كسى است كه بذر خود را در زمين نامناسبى (مانند شوره زار) بپاشد. (كه نيرو و سرمايه خود را تلف كرده و نتيجهاش عايدش نمىشود». [١]
«عجول» به افرادى گفته مىشود كه در گفتار و رفتار و سؤال و درخواست خود، دستپاچهاند و صبر و حوصله لازم را براى رسيدن به مقصد، از راه صحيح آن ندارند؛ به همين دليل، اغلب گرفتار مشكلات و ناكامىها مىشوند.
نقطه مقابل «عجله و شتابزدگى»، تأنّى، اناة، خويشتندارى، تحمل، حوصله، طمأنينه و وقار است.
[١]-/ نهج البلاغه، خطبه ٥