اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣ - الگوى صبر و اسطوره مقاومت
خون آلود كرده، نزد پدر آوردند؛ به همين دليل پدر از نيرنگ آنها با خبر شد و جمله «بَل سَوَّلَت لَكُمْ أَنْفُسَكُم امْراً» را گفت؛ ولى چون در آن شرايط، كارى از دستش ساخته نبود، در حالى كه بى اختيار اشكش جارى بود، گفت: «فَصَبْرٌ جَميل؛ صبر خواهم كرد، صبرى زيبا» (كه توأم با شكرگزارى و سپاس خدا باشد، آلوده به ناسپاسى و جزع و بى تابى نگردد).
درباره «صَبْر جَميل»، مفسران تعبيرات مختلفى دارند؛ بعضى گفتهاند: صبر جميل، صبرى است كه نه بى تابى در آن باشد و نه شكايت نزد مردم. بعضى گفتهاند: صبر جميل آن است كه براى خدا باشد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز در برابر اين سؤال كه صبر جميل چيست؟ فرمودند: «هُوَالَّذِى لَاشَكْوَى مَعَهُ؛ صبرى است كه شكايتى در آن نباشد». [١]
بعضى نيز گفتهاند: صبر جميل آن است كه شكايت نزد خلق در آن نباشد، و از آن جميلتر اين كه عرض حال خود به خالق كند و با اين عرض حال و پناه آوردن به او، حق عبوديت را انجام دهد.
به همين دليل وقتى كه فرزندان حضرت يعقوب عليه السلام بر آن حضرت خرده گرفتند، و گفتند: اين قدر ياد يوسف مكن، حضرت فرمودند: «من غم و اندوهم را تنها به خدا مىگويم، نه به ديگران و از خدا چيزهايى مىدانم كه شمانمى دانيد؛ قَالَ انَّمَا أشْكُوا بَثّى و حُزْنِى الى اللّهِ وَ اعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لا تَعْلمُونَ». [٢]
در سوّمين آيه، ضمن اشاره به جمع ديگرى از پيامبران الهى كه همگى در برابر مشكلات صبر و شكيبايى پيشه كردند و به خاطر صبرشان غرق در رحمت الهى گشته و در زمره صالحان قرار گرفتند، مىفرمايد: «و اسماعيل و ادريس و ذوالكفل را به ياد آور كه همه از صابران بودند، وما آنها را در رحمت خود وارد كرديم؛ زيرا آنها از صالحان بودند؛ وَاسمَاعيلَ وَ ادريسَ وَ ذَالكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرينَ* وَادْخَلْنَاهُم فِى رَحْمَتِنَا انَّهُم مِن الصَّالِحينَ». [٣]
صبر اسماعيل روشن و آشكاراست، زيرا اولًا آماده شد كه پدر او را به قربانگاه برد و كارد بر گلويش بگذارد و قربانى شود؛ هر چند خداوند، بر آنها محبت كرد و گوسفندى
[١]-/ تفسير قرطبى، جلد ٥، صفحه ٣٣٨
[٢]-/ يوسف، ٨٦
[٣]-/ انبياء، ٨٥ و ٨٦