اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤ - ٤- اسارت نفس
٢- فساد عقل
شهوت پرستى، پردههاى ضخيمى بر عقل و فكر انسان مىاندازد؛ حق را در نظر او باطل و باطل را در نظر او، حق جلوه مىدهد. در روايات گذشته نيز بيان داشتيم كه:
«طاعَةُ الهَوى تُفْسِدُ الْعَقلَ؛ هواپرستى عقل را فاسد مىكند.» [١] به همين دليل بسيارى از شهوتپرستان به هنگام غلبه شهوت، كارهايى انجام مىدهند كه بعد از فرونشستن آتش شهوت، از آن عمل خويش سخت پشيمان شده و گاه تعجب مىكنند كه چگونه دست به انجام آن كار احمقانه و غلط زدهاند.
در حديث ديگرى اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايند: «اذا ابْصَرَتِ الْعَينُ الشَّهْوَةَ عَمِىَ الْقَلْبُ عَنْ العَاقِبَةِ؛ هنگامى كه چشم، مظاهر شهوت را ببيند، عقل از مشاهده عاقبت كار باز مىماند». [٢]
٣- تضعيف شخصيت اجتماعى انسان
شهوت پرستى، شخصيت و احترام اجتماعى انسان را در هم مىشكند و او را به ذلّت مىكشاند؛ زيرا براى كاميابىهاى شهوانى بايد تمام قيد و بندهاى اجتماعى را شكست و تن به هر پستى داد. بديهى است كه انسان با شخصيت، در كشاكش شهوات، بر سر دوراهى قرار مىگيرد كه يا بايد به خواستهاى شهوانى دل خويش برسد، يا شخصيت و احترام اجتماعى خود را حفظ نمايد كه اغلب جمع ميان اين دو غير ممكن است!
در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است: «زيَادَةُ الشَّهْوَةِ تُزرى بِالْمُرُوَّةِ؛ افزون شدن شهوت، شخصيت انسان را لكه دار مىكند». [٣]
٤- اسارت نفس
اسارت و بندگى در برابر خواستهاى نفسانى، يكى ديگر از پيامدهاى
[١]-/ شرح غرر الحكم، حديث ٥٩٨٣.
[٢]-/ همان مدرك، حديث ٤٠٦٣.
[٣]-/ همان مدرك، حديث ٥٥٠٧.