اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦١ - ٢- يادآورى پيامدهاى شوم جزع و بى تابى
هنگامى كه يك طبيب روحانى، اين بيمارى اخلاقى را از طريق آثار و نشانههايش (مانند بر سر و صورت زدن، انگشت به دندان گزيدن، ناله و فرياد كشيدن، با كج خلقى و خشونت با ديگران صحبت كردن، با زن وفرزند خود بدرفتارى نمودن و حداقل زبان به شكوه گشودن) تشخيص داد، براى درمان دست به كار مىشود و از راههاى مختلف اقدام مىكند!
٢- يادآورى پيامدهاى شوم جزع و بى تابى
يادآورى پيامدهاى جزع و بى تابى و آثار سوء آن نقش مهمى در درمان اين بيمارى روحى دارد. شايد كمتر كسى اين آثار را بداند و از اين حالت، بيزار نشود و در صدد رفعش برنيايد.
آرى! هنگامى كه انسان بداند، ناشكيبايىها، اجر و پاداش او را در پيشگاه خدا (طبق روايات گذشته)، بر باد مىدهد؛ بى آن كه مشكلى را حل كند، روان انسان را درهم مىكوبد و آرامش او را سلب نموده و سلامت جسم و جان او را به خطر مىاندازد؛ از همه بدتر اين كه درهاى حل مشكل را بر روى انسان مىبندد؛ زيرا اگر به هنگام بروز مشكلات و مصائب، انسان خونسردى خويش را حفظ كند و به اعصاب خويش مسلط باشد، اغلب راه حلى براى گشودن مشكل و يا حدّاقل، كاهش مصائب مىيابد؛ ولى انسان ناشكيبا بر اثر اضطراب و بى تابى و عدم تسلط بر اعصاب و عدم تمركز فكر، حتى درهايى را كه آشكارا به رويش باز است، نمىبيند؛ درست مانند پرندگانى كه در اتاق و سالنى گرفتار شوند، مرتب خود را به اين در و ديوار مىكوبند و حتى هنگامى كه صاحب خانه، پنجرهها را مىگشايد تا آنها آزاد شوند، به خاطر اضطراب و بى تابى شان، حتى دريچههاى باز را نيز نمىبينند كه اگر لحظهاى آرام گيرند و شكيبايى پيشه كنند و نگاهى به اطراف خود اندازند، به آسانى راه نجات خود را پيدا خواهند كرد.
دقت به اين حقايق، تأثير مهمى در تغيير اين حالت دارد و به تدريج انسان را در صف شكيبايان در مىآورد.