اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٩ - پيامبران خدا ترسو نيستند
آگاه بوديم»، (وَ لَقَدْ آتَيْنَا ابْرَاهيِمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا بِهِ عَالِمِينَ). [١]
در واقع خداوند استعدادهاى شايان توجّهى را به ابراهيم عليه السلام داده بود، ولى بى شك ابراهيم عليه السلام كه در بهرهگيرى از اين استعدادها آزاد بود از آن بهترين بهرهگيرى را كرد، و به مبارزه با عامل اصلى بدبختى انسانها يعنى بتپرستى برخاست و چنانكه در ادامه اين آيات آمده است با قوّت و قدرت و صراحت، نخست از عمويش آزر شروع كرد، و گفت: «اين مجسّمههاى بىروحى را كه پرستش مىكنيد چيست؟!»
و هنگامى كه «آزر» به او جواب داد: «اين رسم و سنّت نياكان ماست گفت: به يقين هم شما و هم پدران و نياكانتان در گمراهى آشكارى بوديد»!
«آزر» هنوز باور نمىكرد كه ابراهيم با اين صراحت به طور جدّى به مبارزه با بتها كه آن همه خواهان داشت برخيزد، پرسيد: آيا شوخى مىكنى؟! و ابراهيم عليه السلام در جواب گفت: اين يك مطلب كاملًا جدّى است، پروردگار شما همان آفريننده زمين و آسمان است ... سپس افزود: «به خدا سوگند من نقشهاى براى نابودى اين بتها در غياب شما مىكشم!»، (وَ تَاللَّهِ لَاكِيدَنَّ اصْنَامَكُمْ بَعْدَ انْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ). [٢]
و سرانجام به گفته خود عمل كرد و با استفاده از يك فرصت مناسب همه آنها را جز بت بزرگ آنها قطعه قطعه كرد شايد به هنگامى كه به سوى آن باز مىگردند از آن عبرت گيرند، (فَجَعَلَهُمْ جُذَاذاً الّا كَبِيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ الَيْهِ يَرْجِعُونَ). [٣]
در اينكه مرجع ضمير «اليه» در بخش اخير آيه چيست؟ مفسّران احتمالات زيادى دادهاند: بعضى گفتهاند ضمير به «كبيرهم» برمىگردد، يعنى به سوى بت بزرگ برگردند و از او سؤال كنند چه حادثهاى سبب شسكستن ساير بتها شده و چه عاملى سبب نجات او گرديده است و طبيعى است بت از پاسخ به آن عاجز است و از اينجا بى اعتبارى بتها را دريابند.
احتمال ديگر اينكه ضمير به «ابراهيم» بازمىگردد، يعنى بتپرستان به سراغ ابراهيم عليه السلام آيند، و از او در باره انگيزه بتشكنيش سؤال كنند و او حقايق را براى آنان بازگو كند (البتّه در اين صورت جمله الّا كَبِيراً لَهُمْ تأثيرى در مفهوم آيه
[١]-/ انبياء، ٥١
[٢]-/ انبياء، ٥٧
[٣]-/ انبياء، ٥٨